
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
191میشود آیا شهید نیست؟! قطعاً شهید است! این جنبه، جنبۀ باطن است.
پس صحبتی که من بیان میکنم دو جنبه دارد: یک جنبۀ ظاهر که همین نحوهای است که مشهود و مسموع برای همه است؛ و یک جنبه دارد که جنبۀ باطن است، آن جنبۀ باطن را هر کسی نمیفهمد؛ چون آلت ادراک مختص و مخصوصی را میخواهد!
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست *** سخنشناس نئی جانِ من خطا اینجاست1 سخنشناس تشخیص میدهد و میفهمد که این سخن از کجا آمده است! منشأ این سخن هویٰ است یا منشأ این سخن إله و خدا است!
میفرماید:
انوار جمال توست در دیدۀ هر مؤمن *** دستار جلال توست در سینۀ هر کافر2 - دیوان حافظ، غزل ٢٢.
- دیوان کامل شمس مغربی، ص ١٤٧.
