
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
190نزدیک و قریب او کند! حالا که امام علیه السّلام نیست، خب میرویم قبرش را زیارت میکنیم، بدنش را زیارت میکنیم؛ چون تعلّق ولایت به آن بدن از سایر جهات عالم کثرت قویتر است، پس انسان باید برود آنجا را زیارت کند!
لذا حضرت میگوید: «کسی که در اینجا به زیارت من بیاید!» یعنی چه؟ یعنی یک مایهای از خودش بگذارد، صرفاً نگوید ما شیعۀ شما هستیم. کسی که شیعۀ ما است باید خودش را به ما نزدیک کند، کسی که شیعۀ ما است باید در این حریم بیاید!
«در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد!»1 باید یک راه و حیلهای کرد تا انسان خودش را در حریم آن محبوب قرار بدهد. کسی که به زیارت آن حضرت بیاید، یعنی میگوید من آمدم!
الآن یک ساعته میروند، در زمان سابق سه ماه طول میکشید و حتّی ممکن بود که در راه زیارت امام رضا، جانشان را از دست بدهند! دزدان به قافله میزدند و افراد را از بین میبردند، ولی باز میرفتند! کسانی که در زمان متوکّل برای زیارت سیّدالشّهدا میرفتند، مأمورین متوکّل از هر دو نفر یک نفر را میکشتند و به فرد دیگر اجازه میدادند به زیارت برود!2 در عینحال باز هم افراد میرفتند! حالا کسی که کشته
- گنجینۀ دیوان نشاط اصفهانی، غزل ١١٨:
طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد *** در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد - رجوع شود به الأمالی، شیخ طوسی، ص ٣٢٥ ـ ٣٢٩؛ بحار الأنوار، ج ٤٥، ص ٣٩٠ ـ ٤٠٩.بحار الأنوار، ج ٤٥، ص ٤٠٣:«قال و رُوِیَ: أنّ المتوکّلَ مِن خُلفاءِ بَنیالعبّاسِ کان کثیرَ العَداوةِ شدیدَ البُغضِ لِأهلِبیتِ الرّسولِ و هوَ الّذی أمَرَ الحارِثینَ بِحَرثِ قبرِ الحسینِ علیه السّلام و أن یُخرِبوا بُنیانَه و یُحفوا آثارَه و أن یُجروا علَیه الماءَ مِن النَّهَرِ العَلقَمیِّ بِحَیثُ لا تَبقی لَه أثرٌ و لا أحدٌ یَقِفُ لَه علَی خَبرٍ و تَوَعَّدَ النّاسَ بِالقَتل لِمَن زارَ قَبرَهُ و جَعَلَ رَصَدًا مِن أجنادِهِ و أوصاهُم کُلُّ مَن وَجَدتُموهُ یُرِیدُ زِیارَةَ الحُسَینِ علیه السّلام فَاقتُلُوهُ یُرِیدُ بِذَلِکَ إطفاءَ نُورِ اللَهِ و إخفاءَ آثارِ ذُرِّیَّةِ رَسولِ اللَه.»ترجمه: «متوکّل از بین خلفای عبّاسی دشمنیاش با اهلبیت علیهم السّلام و کینه و بغضش نسبت به خاندان رسالت بسیار بود و او همان کسی بود که به کشاورزان امر کرد تا مرقد سیّدالشّهدا علیه السّلام را شخم زده، بنای آن را خراب کرده و آثارش را از بین ببرند و آب را از نهر علقمه بر آن جاری سازند تا نه اثری از آن باقی بماند و نه کسی از آن خبری بیابد، همچنین مردم را از زیارت مرقد مبارکش بر حذر داشته و تهدید به قتل کرد. و گروهی از سربازان و گماشتگان خود را در کمین گذارد و فرمان داد که هرکسی را دیدید که قصد زیارت حسین علیه السّلام را دارد بکشید، و با این کار میخواست تا نور خدا را خاموش و آثار ذرّیّۀ رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم را پوشیده و مخفی بدارد. » (محقّق)
- گنجینۀ دیوان نشاط اصفهانی، غزل ١١٨:
