
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
187باشید بر تو گران نیاید و نگویی: عجب، چرا؟! اگر جلسه نداشته باشیم مردم چه میگویند؟! اگر جلسه نداشته باشیم اینها دیگر کمکم و یکییکی به خانههایشان میروند! بیاییم بنشینیم و همۀ اینها را جمع کنیم و نگذاریم بروند! دَم در مثل ادارات یک عدد دستگاه حضور و غیاب بگذاریم که مثلاً آقا چرا شما پنج دقیقه دیر آمدی؟! باید خودمان را نشان بدهیم و انسجام داشته باشیم تا نگویند اینها سست شدهاند!
مطالبی که دارم میگویم هست و واقعیّت دارد! آقا، خبری نیست جانِ من! بیخود زحمت نکش! اگر نیایی بهتر است؛ چون اگر نیایی لا أقل دیگر موضعت سفتتر از این نمیشود، دیگر کارَت از این بدتر نمیشود، دیگر در مرامت بیشتر گرفتار وَحَل1 نمیشوی، در گِل فرو نمیروی! اگر نیایی برای خودت هستی، ولی اگر بیایی اینجا به بارت اضافه میشود!
اینکه خدمتتان عرض میکنم برای خودمان هم هست و فرقی نمیکند! برای خود ما هم این قانون هست؛ چون قانون یکی است، هر کس انجام داد، داد؛ و هر کس انجام نداد، فرقی نمیکند! قانون خدا و میزان خدا تفاوتی ندارد.
خدایا، از عهدۀ ما اینقدر برمیآید! به فکر ما اینقدر میرسد! حالش را داریم، میآییم؛ حالش را نداریم، نمیآییم! بگذار بگویند: «فلانی نمیآید.» بگذار بگویند: «فلانی میآید.» [بگذار بگویند]: «یک روز میآید، یک روز نمیآید.» البتّه انسان باید منظّم باشد، ولی نظم باید در تحت قانون باشد! نظم بهجای خودش محفوظ است، ولی نظم در آمدن نیست، بلکه نظم در این است که اگر حال اجازه داد انسان کوتاهی نکند. نظم این است! نظم باید براساس مبنا باشد، براساس قانون باشد، براساس ملاک باشد.
توصیۀ علاّمه طهرانی در خصوص شرکت در جلسات
مرحوم آقا میفرمودند:
کسی که حال جلسه را ندارد، در جلسه شرکت نکند؛ چون اگر بیاید حال بقیّه را هم خراب میکند!
- لغتنامۀ دهخدا: «وَحَل: گِل تُنک که ستور در آن درماند.»
