اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آموزه‌های معرفت ج 3

شرح دعای ابوحمزه ثمالی

0
جلد ها

شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شی‌ءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی

آموزه‌های معرفت ج 3

184
  • که با نفس من مربوط است، آن جنبه‌ای که دیگر شما نمی‌توانید آن را ادراک کنید و گوش شما از ادراک آن جنبه عاجز است. آن عبارت است از جهت نورانیّت و ظلمانیّت این فعلی که الان از من سر می‌زند. آن را جنبۀ باطن می‌گویند.

  • مثالی برای فهم دقیق معنای وجهۀ اعمال انسان

  •  من‌باب‌مثال این صحبتی را که من می‌کنم، یا برای خدا است و یا برای خودنمایی و مطرح شدن است. برای اینکه بگوییم: «بله، ما هم مجلس داریم، خیال نکنند ما اینجا مجلس نداریم! ما هم شب‌های ماه رمضان در اینجا جلسه راه می‌اندازیم. خیال کرده‌اند! ما هم نشان می‌دهیم! بله، جلسه داریم؛ در جلسۀمان هم اطاق پر می‌شود، نه‌اینکه فقط هفت هشت نفر باشیم، بیایند نگاه کنند، چرا نمی‌آیند؟!» اینها چیست؟ اینها جنبۀ باطن است. حواسمان جمع باشد! شیطان خوب جلو می‌آید و از راهش می‌آید، دقیقاً از راهش می‌آید و آن‌چنان به خال می‌زند که هفت سال نمی‌فهمیم زده است! زده و رفته است! آن‌چنان خدا را جلو می‌آورد و جلوه می‌دهد [که نمی‌فهمیم]!

  •  چه خدایی؟! خدایی در کار نیست! می‌گوییم: «بله، الحمدللّه خدا ما را در شب‌های ماه رمضان مثل زمان مرحوم آقا موفّق کرده و همان‌طوری‌که ایشان جلسه داشتند ما هم جلسه داریم. این از توفیقات خدا است!» اینها چیست؟ اینها همه جنبۀ باطن است!

  •  امّا یک وقت می‌گوییم: «خدایا، هیچ چیزی نمی‌فهمیم! خدایا، از بیچارگی اینجا آمده‌ایم و جمع شده‌ایم! خدایا، اگر راه دیگری بود می‌رفتیم! خدایا، نمی‌دانیم چه‌کار کنیم! خدایا، اگر این کار را نکنیم چه‌کار کنیم؟» یک وقت این جهات است. این می‌شود جنبۀ باطن!

  •  حالا یک وقت من دارم به‌خاطر جهت اوّل صحبت می‌کنم که بگویند: «بله، آقا را نگاه کنید در قم جلسه دارند، این نوارها پخش می‌شود، نوارها به‌دست همه می‌رسد. آقا، نوار ابوحمزۀ شما را گوش بدهیم یا ندهیم؟ از چه کسی بگیریم؟ به ما نمی‌دهند! اجازه نداریم یا داریم؟» و از این قبیل حرف‌هایی که بالأخره کم و بیش داریم می‌شنویم.

  •  جان‌ِ من، اگر به‌خاطر این است، خودمان را معطّل نکنیم! هیچ خبری نیست!