
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
183جبروت که جنبۀ امریِ عالم وجود است. البتّه به یک معنای دیگر که معنای عام باشد، خلق یک معنای دیگری دارد که [بحث] جنبۀ فلسفی پیدا میکند و حالا دیگر وارد آن قضیّه نمیشویم، که [در آن معنا] فقط آن حیثیّت تعلّقیّه را امر میگویند، بدون أیّ ظهورٍ و بدون هیچگونه ظهور خارجی! و آن جنبۀ ربطی، امر است که همان جنبۀ ارادۀ پروردگار نسبت به ظهورات اشیاء است؛ و امّا خود ظهورات ولو مجرّدات، مشمول عالم خلق هستند که البتّه این معنا، معنای توسیعی است. در آیۀ دیگر میفرماید:
﴿يَعۡلَمُونَ ظَٰهِرٗا مِّنَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَهُمۡ عَنِ ٱلۡأٓخِرَةِ هُمۡ غَٰفِلُونَ﴾؛1 «اینها فقط ظاهر حیات دنیا را میگیرند، ولی از آخرت غافل هستند.»
یعنی فقط همین ظاهر حیات دنیا را میبینند؛ همین چیزهایی که در این حیات دنیا، در این رفت و آمدها، در این حرکتها، در این داد و ستدها و در این آمد و شدها است؛ و امّا از آنچه در پشت قضیّه هست، بیاطّلاع هستند.
حیثیّت امری و خلقی أعمال انسان
عمل انسان هم دو جنبه دارد: یک جنبه، جنبۀ ظاهر؛ همان جنبهای که انسان انجام میدهد. مثلاً الآن من دارم صحبت میکنم. این صحبت من دو جنبه دارد: یک جنبۀ ظاهر دارد؛ همان جنبهای که شما میشنوید و این ضبطهایی هم که الآن در دور و بر من هستند، دارند این را ضبط میکنند. اینها جنبۀ ظاهر را ضبط میکند؛ یعنی عیناً همان کیفیّتی که وارد گوش میشود و از پردۀ صماخ گوش رد میشود و وارد عصب میشود و آن عصب به قسمت شنوایی مغز میبرد، تبدیل به یک صوت و موج الکتریکی میشود و بهواسطۀ جابهجایی آن ذرّات مغناطیسی بر روی نوار ضبط میشود و آن هِد اینها را با آن نیروی الکتریسیته به آن نوار منتقل میکند. این جنبه، جنبۀ ظاهری است. این جنبۀ ظاهری، وسیله و آلت ادراکش هم آلت و وسیلۀ ظاهری است؛ یعنی گوش و خصوصیّات در گوش و امثالذلک تا به آن سیستم عصبی مرکزی مغز برسد.
این صحبت من یک جنبۀ دیگری هم دارد که آن جنبۀ باطنی است. آن جنبهای
- سوره روم (٣٠) آیه ٧.
