
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
165مباحثۀ فلسفه، عرفان، فقه و حدیث، و تجربۀ چهل سالۀ در معیّت پدرم را در إزای خواب یک ننه قمر بفروشم، بهتر است این ریشها را بتراشم و بهجای آن سرخاب بمالم!
مسئله تمام شد! آیا بنده بعد از چهل و دو سال، با خواب فلان شخص مسیر زندگیام را عوض کنم؟! عجیب است! میگویند: «فلانی خواب دیده که بهشتی شده است، شما هم بیا و بهشتی شو!» خب اگر به خواب دیدن است، بیا تا من هم برایت خواب تعریف کنم که بهشتی شدهام، آنوقت تو با من بیا و بهشتی شو! اینها ﴿وَإِنَّ أَوۡهَنَ ٱلۡبُيُوتِ لَبَيۡتُ ٱلۡعَنكَبُوتِ لَوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ﴾1 است. خانهای که دیوارۀ آن خانه از شباک عنکبوت است، سست است؛ این خانه با یک باد و فوت از بین میرود و متلاشی میشود.
شما که با این زحمات، این مجالس را تشکیل میدهید و بعد هم سفره میاندازید و پلو و خورشت میدهید، چه چیزی را بهدست میآورید؟! من در جریان بودم و میشنیدم که میگفتند:
امشب الحمدللّه خیلی خوب بود و مطالب روشنگر و منوِّری گفته شد و توانستیم یکی دو نفر را إنقاذ2 عن الضَّلالة کنیم و از دام آقای حدّاد و آقا سیّد محمّدحسین نجات بدهیم!
آن پلوی سر سفره، شما را لعن و نفرین میکند! میگفتند: دو شب دیگر به منزل حاجی فلان برویم و پلو و خورشت و دوغ و ماست و حلوا بخوریم! سه شب بعدی را به کجا برویم؟ شب چهارشنبه به منزل آقای فلان و شب جمعه به منزل آقای فلان برویم! میدانم که آنها چهارشنبهها، جمعهها و شبهای شنبه جلسه داشتند. میگفتند: «هر شب در جایی بنشینیم و علیه آقای حدّاد صحبت کنیم و دور و بر ایشان را خلوت کنیم!»
- سوره عنکبوت (٢٩) آیه ٤١. اللَه شناسی، ج ٢، ص ١٤:
«و بهطور تحقیق و مسلّم، سستترین و بیبنیادترین خانهها، خانۀ عنکبوت است؛ اگر ایشان آنطور باشند که بدانند و این مطلب را ادراک کنند!» - لغتنامۀ دهخدا: «انقاذ: نجات دادن.»
- سوره عنکبوت (٢٩) آیه ٤١. اللَه شناسی، ج ٢، ص ١٤:
