اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آموزه‌های معرفت ج 3

شرح دعای ابوحمزه ثمالی

0
جلد ها

شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شی‌ءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی

آموزه‌های معرفت ج 3

160
  • ضرورت محاسبه و محک دائمی نفس توسّط انسان

  •  چقدر خوب است که انسان هر روز، خودش را محک بزند و ببیند که صادق است یا نه! چقدر خوب است که انسان اجازه ندهد تا یکی دو سال بگذرد و بعد خود را محک بزند، چون در این‌صورت شاید یک خُرده دیر شود و نفس بسته شود و آن‌موقع دیگر در محک زدن هم برای انسان مشکل پیدا شود؛ چون همین نفس در محک زدن هم بر سر انسان کلاه می‌گذارد! وقتی که انسان می‌خواهد او را به‌حساب بیاورد و در میزان اعمال و محاسبه، آن را مدّ نظر قرار بدهد، در آنجا هم دخالت می‌کند و با آوردن قرائن و شواهد اجازه نمی‌دهد که محاسبه درست انجام شود. می‌گوید: «نه، حق با تو است و آنها بیخود می‌گویند!» ولی اگر انسان هر روز نفس را محک بزند، این نفس برحسب طاعت، قدرت، استطاعت و به‌اندازۀ وسع خودش بر یک وزان صحیح حرکت خواهد کرد.

  •  امّا ما می‌نشینیم و خود را گول می‌زنیم. وقتی که به او می‌گوییم: مسئله این‌طور است، او می‌گوید: «نه‌خیر آقا، این حرف‌ها ساختگی است! این حرف‌ها چیست؟!» و وقتی که مسئله ثابت شود، می‌گوید: «چه اشکالی دارد؟! مگر خلاف شرع کرده‌اند؟!» و حتّی شنیده شده است که بعضی‌ها می‌گویند: «هرچه انجام داده است نوش جانش!» بسیار خوب، نوش‌جان، ما حرفی نداریم. ولی آقاجان، صحبت در این است که تو وقتی این کار را می‌کنی، برای خودت هم حساب باز کن که اگر یک روز به این مسئله مبتلا شدی، دیگر دست به دامن این و آن و این مطالب نشوی!

  •  این کار، خدا را گول زدن است. مدام گول می‌زند تا اینکه قضیّه محکم می‌شود و یک‌دفعه یک إبره1 و سیخی به این آقا وارد می‌شود، آنجا است که می‌گوید: «عجب، این‌طور نمی‌شود و این خلاف است!» چه شد؟! تا به‌حال که مسئله و مطلبی نبود! این ﴿وَمَكَرُواْ و مَكَرَ ٱللَهُ وٱللَهُ خَيۡرُ ٱلۡمَٰكِرِينَ﴾2 است. خدا دائماً نگه می‌دارد؛ ولی ای بیچاره، خدا با این نگه داشتن، تو را سرِ کار گذاشته است! اگر دردت می‌آمد که

    1. لغت‌نامۀ دهخدا: «إبره: سوزن.»
    2. سوره آل‌عمران (٣) آیه ٥٤.