
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
159إنشاءاللَه در مجالس آینده فرق بین غفران و حلم و غافر و حلیم را عرض میکنیم؛ اینکه بین غافر و حلیم چه فرقی است و خدا در کجا غافر و در چه مواردی حلیم است. خدا هیچ چیزی نمیگوید. میگوید: «بسیار خب، بیا ما را دوْر بزن، توجیه کن، تأویل کن؛ امّا علیٰأیّحال روزی بر سر خود تو هم خواهد آمد!»
در مشهد قضیّۀ جالبی اتّفاق افتاده بود که خیلی هم موجب سر و صدا شده بود. از همان قضایایی که بعضیها روی آن خیلی حسّاسیّت دارند. حالا خصوصیّاتش را نمیگویم. من وقتی شنیدم خیلی خندهام گرفت و گفتم: «مسئلهای اتّفاق نیفتاده و تأسّی به مولا شده است!» چه شد؟! شش سال میگفتند: «اشکال ندارد، عیب ندارد، مگر خلاف شرع است؟! اصلاً این حرفها نیست، بیخود است و دیگران شایعه کردهاند!»
حالا چه شد؟! مسئلهای اتّفاق نیفتاده است! خب از حالا به بعد اینطورِ دیگرش را هم ببینید، چه اشکال دارد؟! آن شخصی که میرود و میبیند و تأیید میکند، حالا که بر سر خودش آمده، باید بایستد! چرا جزع و فزع میکند؟! چرا داد و بیداد میکند؟! چرا دست به دامان ما میشود؟! بندگان خدا، آن وقتی که من میگفتم نگذارید این کار انجام بشود، فکر شماهایی بودم که به ما ابراز محبّت میکردید و میخواستم که به این روز نیفتید؛ و إلاّ از این مسئله به ما که چیزی نمیرسید! خب حالا هم بیایید و به پای این مسائل بایستید! این کار، همان گول زدن است و خدا هم خیلی صبر میکند!
تا بهحال توجیه میکردید و میگفتید که اشکال ندارد! بسیار خوب، ما هم نمیگوییم اشکال دارد؛ پس اگر این مسائل اشکال ندارد، برای همه اشکال ندارد؛ نهاینکه برای یک عدّه و طایفۀ خاصّی اشکال نداشته باشد و حلال باشد، امّا برای ما حرام باشد! نهخیر، برای ما هم حلال است؛ چون کسی برای ما حرام نکرده است! در آن وقتی که ما گفتیم مسئله اینطور است، شما میگفتید: «نهخیر آقا، کذب و دروغ میگویند!» این میشود: ﴿وَمَكَرُواْ وَ مَكَرَٱللَهُ وَٱللَهُ خَيۡرُ ٱلۡمَٰكِرِينَ﴾.1
- سوره آلعمران (٣) آیه ٥٤.
