
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
158مطلب1 را قبول دارید؟» گفتند: «نه!» من گفتم: «پس اعتراف کردید. حالا فلان قضیّه را هم قبول دارید؟» گفتند: «نه، قبول نداریم!» من گفتم: «پس چطور وقتی شما این دو قضیّه را قبول ندارید، تأیید میکنید؟!» گفتند: «ما نمیخواهیم اختلاف بیفتد!» من گفتم: «نمیخواهیم اختلاف بیفتد یعنی چه؟!» خواجه حافظ شیراز هم فهمیده است! البتّه حافظ که در ایران و پیش خودمان است و بیشتر از چند فرسخ با ما فاصله ندارد، آنطرف دنیا هم فهمیدهاند! این را جداً عرض میکنم که حتّی آنطرف دنیا در ممالک اروپایی و آمریکایی هم قضایا را فهمیدهاند! بعد یکی گفت: «ما مراتب رَحِمیّت را لحاظ میکنیم.»
آقاجان، امیرالمؤمنین علیه السّلام آهن داغ بر دست برادرش عقیل گذاشت!2 در روز قیامت در موقف میزان، از حق و تقوا از شما میپرسند؛ نه از اینکه به برادرت، خواهرت، پدرت، داییات، عمّهات و عمویت چه گذشته است و چه کردهای! به آنها کاری ندارند! تو در روز قیامت باید نسبت به حق جواب بدهی که آیا حق را دیدی و ساکت شدی و تأیید کردی، یا اینکه در مقابل حق موضع مناسب گرفتی و خیلی صریح مسئله را بیان کردی؟! ما به بقیّه چهکار داریم؟!
اگر ما حق را بهخاطر خویشاوندی کنار بگذاریم، روزی خواهد رسید که همین خویشاوند ما را کنار خواهد گذاشت! آنوقت دو خسران داریم: خسران اوّل اینکه خویشاوند را از دست دادهایم؛ و خسران دوّم اینکه حق را زیر پا گذاشتهایم! مسئله این است که این دوّمی را چهکار کنیم؟! آقاجان، ما نمیتوانیم خودمان را گول بزنیم، خدا را هم نمیتوانیم گول بزنیم. اگر بخواهیم خدا را گول بزنیم، خدا میداند ولی هیچ نمیگوید!
بیان قضیّهای در تطبیق معنای حلم و مکر الهی
این فقرۀ شریفۀ دعای حضرت سجّاد علیه السّلام میفرماید: «والحمدُ للّه الّذى یَحلُمُ عنّى؛ حمد خدایی را که نسبت به کاری که انجام میدهم صبور و بردبار است!»
- مؤلّف محترم ـ قدّس سرّه ـ اشاره به جریاناتی دارند که بعد از فوت مرحوم علاّمه طهرانی ـ رضوان اللَه علیه ـ در مشهد اتّفاق افتاده است. (محقّق)
- نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٣٤٦ و ٣٤٧.
