
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
156برمیداری و هر حرکتی که میکنی از خودت دور میشوی!»
از همان ثانیه و لحظۀ اوّلی که فکرت شروع به بافتن و توجیه کردن میکند، مدام تار و شباک1 عنکبوت را به دور خود میپیچد و البتّه خیال میکند که به دور خدا میپیچد! آقاجان، خدا که عنکبوت نیست که دور او تار بپیچی، بلکه خودت عنکبوت هستی! چون قبول کردن حق برایت دشوار است و نمیخواهی به حق برسی و آن را قبول کنی، میخواهی خدا را توجیه کنی و بگویی که نه اینطور نیست، نه آنطور نیست و به آن کیفیّت است! بهجای اینکه اینقدر زحمت بکشی و به خودت چند اتمُسفر فشار بیاوری، حق را قبول کن!
انسان نباید به یک آلیاژ بیشتر از حدّ قابل تحمّلش فشار وارد کند. وقتی که میخواهند بعضی از دستگاهها و موتورها و ماشینها را امتحان کنند، آنها را تحت فشار قرار میدهند تا ببینند روزنه یا شکافی نداشته باشد و محلّ اتّصال و جوش آنها اشکالی نداشته باشد. فشار را دائماً زیاد میکنند؛ البتّه نه در آن حدّی که بترکد، بلکه تا حدّی که بتواند خود را با موقعیّت خارجی وفق بدهد. ما هم اینقدر به خودمان فشار وارد میکنیم و مدام توجیه میکنیم و شب تا صبح مینشینیم و فکر میکنیم تا راهی پیدا کنیم! آقاجان، چرا اینطور خودت را اذیّت میکنی؟! چرا اینقدر خودت را میپیچانی؟! بیا و یک کلام بگو قضیّه این است و حق این است و راحت شو!
دستور مهمّ بزرگان برای عبور از نفس و رسیدن به حق
در بعضی از مواردی که انسان در یک قضیّه توقّف میکند و مسئلهای او را در مشقّت قرار میدهد، درحالیکه میداند این اصلح و راجح است و علم به صلاح و رجحان دارد امّا نفس نمیتواند بپذیرد، بزرگان پیشنهاد میکردند که یکدفعه خود را در آن قضیّه بیندازد و دفعةً در آن مسئله واقع شود.
منبابمثال افراد در انفاق و ایثار مراتب مختلفی دارند. نفس بعضی از افراد راحت از یک قضیّه میگذرد و بعضی دیگر به راحتی نمیگذرد. میخواهد انفاق کند
- لغتنامۀ دهخدا: «شباک: دام شکارگر.»
