
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
155زمان خاکی بود و هنوز آسفالت نکرده بودند ـ میآید و معلوم است که خیلی لولِ لول1 است و با خودش اشعاری از باباطاهر را میخواند. به مرحوم آقای حدّاد نگاه کرد و با آن حال مستی گفت: «من قربان شما بروم، فدایتان بشوم، چقدر من شما را دوست دارم، هیچ کسی مثل شما نیست، به یاد ما هم باشید، یا علی!» همینطور که میرفت، داد میزد و این حرفها را تکرار میکرد. اینگونه افراد گناه میکنند و با حالشان هم میگویند: خدایا، ما گناه میکنیم! این یک صورت قضیّه است.
یک صورت قضیّه هم این است که خدا را گول میزنیم و دوْر میزنیم! خدا آن روز را نیاورد که انسان به این مصیبت مبتلا شود که گناه کند و شروع به توجیه کردن کند، چون این قضیّه به غیرت خدا برمیخورد! اگر گناه میکنیم صاف بگوییم که ما گناه میکنیم و خودمان هم اعتراف میکنیم؛ بندهایم و ضعیفیم، چهکار کنیم؟! یکی از رفقا ـ حفظه اللَه ـ نقل میکرد:
مرحوم آقا مطالبی را به ما میگفتند و ما گوش نمیدادیم و از دستمان در میرفت! یک روز نشسته بودیم که ایشان ما را صدا کردند و خیلی شدید پرخاش کردند و فرمودند: «مگر من نمیگویم که این کار را نکنید؟! چرا انجام میدهید؟!» من رو کردم به مرحوم آقا و با آن حالت عصبانیّتی که داشتند گفتم: «آقا، چهکار کنیم؟ ضعیفیم و گناه میکنیم!» ایشان از آن حالت عصبانیّت و دعوا یکدفعه شروع کردند به خندیدن و اوضاع برگشت و قضیّه رد شد!
اگر اعتراف کنیم که ضعیف هستیم، زود رد میشوند و خیلی حسابرسی نمیکنند. امّا ما میگوییم: «نهخیر، خیلی هم کار خوبی کردیم! چه کسی گفته کار ما اشتباه است؟! کار ما درست است و بهتر از این هم نمیشود انجام داد! هر کسی هم حرف میزند بیاید تا حسابش را کف دستش بگذاریم!»
خدا میگوید: «بسیار خب، شما میخواهی مکر کنی و ما را دوْر بزنی؟! تو نمیدانی، هر چقدر مرا دور بزنی در واقع داری خودت را دور میزنی و هر قدمی که
- فرهنگ فارسی عمید: «لول: سرحال، سرخوش، سرمست.»
