
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
147دارد؛ معاملاتش یک طور است، قرضش یک طور است. منبابمثال اگر شخصی نزد رفیقش از شخص دیگری مطلبی بگوید که خودش را نزد او محبوب کند و این شخص با آن رفیقش بد شود؛ آن کسی که این کار را میکند، یک روز خدا برایش همین را بهوجود میآورد. با مردم چنان باش که توقّع داری مردم با تو چنین باشند!1
ما هیچوقت نباید این را فراموش کنیم و خیال کنیم که به نفعی رسیدهایم! خدا هزار تا چاه برایش میکَند. بندۀ خدا آنطرف قضیّه را چهکار میکنی؟! آنطرف که دیگر حکومت دست من و شما نیست، حکومت دست کسی دیگر است!
حالا اگر به انسان بگویند: تا یک هفتۀ دیگر تو از دنیا میروی، به جان شما اینقدر نمازهای ما اوّل وقت خوانده میشود، اینقدر مواظب زبانمان هستیم که یک کلام ناپسند نگوییم، در اوقات بیکاری هم به ذکر لا إله إلّا اللَه مشغول میشویم، نصف شب قبل از اینکه ساعت زنگ بزند، حتّی یک ساعت زودتر، از خواب بلند میشویم! میرویم و از تمام افرادی که پشت سر آنها حرفی زدهایم، ولو در یک جای دور باشند، رضایت و حلالیّت میطلبیم و قربان صدقۀ آنها میرویم و میگوییم: «تو را به خدا بیا و حلالمان کن!» چرا قضیّه اینطور است؟ بهخاطر اینکه مسئله جدّی است!
حالا اگر یکدفعه بگویند: یک نفر برای شما صدقۀ حسابی داده یا کسی دعایی کرده و مرگ شما سی سال به تأخیر افتاده است، دیگر ساعت که زنگ میزند، آقا آن را خاموش میکند و با دست بر روی ساعت میزند که صدایش درنیاید! تو که تا دیروز یک ساعت هم زودتر بلند میشدی؟! دوباره حسابها به هم میریزد! این طبیعتِ انسان است.
امام مجتبی علیه السّلام میفرماید:
وَ اعمَل لِآخرتِکَ کأنّک تموتُ غدًا؛ «اینطور برای آخرت خود کوشا باش و
- نزهة الناظر، ص ٧٩:
«و کان [الحسن بن علی] علیه السّلام یقول: ”...صاحبِ النّاسَ بِمثلِ ما تُحِبُّ أن یُصاحِبوکَ [به] تَکُن عَدلًا... !“»
- نزهة الناظر، ص ٧٩:
