
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
144و اعمَل لِدنیاک کأنّکَ تَعیشُ أبدًا و اعمل لآخرتِک کأنّک تَموتُ غَدًا.1
«در امور دنیا آنچنان باش که زندگی همیشگی داری! (پس خیلی به دنیا اهمّیت نده!) و برای آخرتت آنچنان باش که کأنّ فردا میخواهی بمیری!»
اگر کسی زندگی همیشگی داشته باشد و یا بداند که مثلاً تا هزار سال دیگر زنده است، وقتی به او میگویند: «این منزل را بخر»، او میگوید: «سال دیگر میخریم، ما که تا هزار سال زندهایم، دو سال دیگر میخریم.» به او میگویند: «این کار را انجام بده!» او میگوید: «بعداً انجام میدهم.»
آیا دیدهاید که وقتی به بعضی از افراد خبر مرگشان را میدهند، چطور به هول و هراس میافتند؟! مثلاً دکتر به آنها میگوید که یک ماه دیگر میمیری! اگر بفهمد که درست است، فوراً عجیب همهچیز به هم میریزد! سراغ زید و عمرو میرود و حلالیّت میطلبد و میگوید: «غیبت کردیم و تهمت زدیم، حلالم کنید!» قرضش را میپردازد؛ چون او میبیند که یک ماه دیگر میمیرد و میرود و یک واقعیّتهایی در جلوی او هست که باید حساب پس بدهد.
حکایت مولانا از مضرّات درخواست امور غیر ضروری برای انسان
مولانا قضیّۀ آن کسی را که در زمان حضرت موسی علیه السّلام زبان حیوانات را یاد گرفته بود اینطور نقل میکند:
شخصی نزد حضرت موسی آمد و گفت: «زبان حیوانات (منطقالطّیر، منطقالحیوانات) را به من یاد بده!» حضرت موسی گفت: «این به صلاحت نیست.» گفت: «شما یاد بده و کاری نداشته باش.» گفت: «اگر میخواهی یاد بگیری، بسم اللَه!» به او عنایتی کرد و او زبان حیوانات را یاد گرفت و خیلی خوشحال رفت. وقتی در مسیر راه میرفت و حیوانات صدا میکردند، او میفهمید که آنها چه میگویند؛ گربه چه میگوید، سگ چه میگوید، کبوتر چه میگوید، گنجشک چه میگوید، الاغ چه میگوید، گوسفند چه میگوید.
یک روز در منزل غذایی جلوی خروس و سگ و دیگر حیواناتش ریخت،
- کفایة الأثر، ص ٢٢٧.
