
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
142نمیکنم! آنوقت همینکه میخواهید از دنیا بروید ایشان را وصیّ خود میکنید؟! مگر ایشان بیکار است که وصیّ شما بشود؟! وصیّ برای اینکه خانه و اموال کذای شما را تقسیم کند! مگر ایشان بنگاهدار است و محکمه دارد؟! همۀ اینها مسائلی است که مرحوم آقا نفرمودند، ولی بالأخره آنچه را که باید گفته شود ما میگوییم؛ چون اینها باید دانسته شود تا متوجّه باشیم و آگاهی از این مطالب برای خود ما خیلی مفید است.
مرحوم آقا در زمان حیاتشان در همهجا اعلام کرده بودند: «من وصایت هیچکسی را قبول نمیکنم!» زیرا ایشان در یک جا وصیّ شده و به ابتلائاتی گرفتار شده بودند. از آنطرف هم از نقطهنظر فقهی بحثی است که اگر وصیّ در زمان حیات موصی مطّلع شود و رفع کند، آن وصایت باطل میشود؛ ولی اگر بعد از حیات متوجّه شود، آن وصایت امضا است.1 البتّه در این مسئله حرف است و ما نمیتوانیم با تمام حدود و ثغورش موافقت کنیم.
آنوقت بعضیها میآمدند و زرنگی میکردند و در زمان حیاتشان به مرحوم آقا نمیگفتند که شما وصیّ هستید! وقتی که از دنیا رفته بودند یکدفعه در وصیّتنامۀ آنها مشخّص میشد که نوشتهاند آقای طهرانی وصیّ من است!
یک بندهخدایی به مسائل وارد بود و همین کار را کرده بود؛ یعنی در زمان حیاتش اعلام نکرده بود که مرحوم آقا وصیّ من است. وقتی ایشان متوجّه شدند، از این کار ناراحت شدند و به من فرمودند: «کاری که این شخص کرد، سلوکش را در آنطرف خراب کرد!» بعد بهواسطۀ این وصایت بر سر افراد چه مسائلی پیش آمد و بعضیها جدا شدند و... !
آخر این کارها چیست که انجام میدهید؟! آدم که نمیتواند سر خدا را کلاه بگذارد! آدم برای چه چیزی زرنگی کند؟! درحالیکه وقتی مرحوم آقا از خود این شخص تقاضا کرده بودند که بهصورت قرض، دویست متر زمین به بعضی از رفقایش
- رجوع شود به وسائل الشّیعة، ج ١٩، ص ٣١٩ ـ ٣٢٢.
