
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
141دیگر دارد؛ انفاق بعد، یک پروندۀ دیگر دارد، و همینطور یکبهیک ثبت میشود.
سرّ تأکید پیامبر بر انفاق شخص در زمان حیات خود
در حدیث معروف آمده است که شخصی از دنیا رفت و وصیّت کرد که پیغمبر خرماهایش را انفاق کنند. وقتی پیغمبر خرماها را به دست خودشان انفاق کردند، [یک خرمای لِه شده در آنجا افتاده بود. حضرت آن خرما را برداشتند] و فرمودند:
اگر این دانۀ خرما را در زمان حیاتش انفاق میکرد، بهتر بود از اینکه من [تمام این خرماها را] انفاق کنم.1
زیرا اینکه پیغمبر انفاق کند مانند قضیّۀ «روغن ریخته نذر امامزاده کردن» است. شخص میگوید: «حالا که ما از دنیا میرویم و دستمان از این خرماها کوتاه است و چیزی از این خرماها داخل قبر ما نمیگذارند، بگذار پیغمبر به فقرا بدهد.» حالا پیغمبر یا غیر پیغمبر بدهد، چه فرقی میکند؟! آیا تو میخواهی بر پیغمبر منّت بگذاری و بگویی: «یا رسولاللَه، بیا انفاق کن»؟! پیغمبر هم میفرماید: «بفرمایید، اینهم لیست فقرا، برو و به یک شخص دیگر بده! حالا که مردهای، بنده زحمتش را بکشم؟!» اینکه پیغمبر خرماها را بدهد هیچ حُسنی ندارد و تازه زحمتی هم به پیغمبر اضافه کرده است و منّتی هم گذاشته است.
تبعات وصیّ شرعی قراردادن اولیا
مثل افرادی که وقتی میخواستند از دنیا بروند میگفتند: «آقا را وصیّ خودمان قرار میدهیم.» شما خیلی بیخود میکنید! بهخاطر اینکه غیر از زحمت و دردسر هیچ چیزی برای ایشان ندارد. اگر راست میگویید در زمان حیاتتان آن ثلثی را که میخواهید بپردازید، به ایشان بدهید تا تقسیم کنند! اگر راست میگویید آنچه بعد از فوتتان میخواهید تبرّع کنید، در زمان حیاتتان بدهید؛ نهاینکه وقتی که میخواهید برای آقا خمس بفرستید، حتّی آن یک قِرانی را هم داخل پاکت بگذارید و درِ آن را هم مُهر کنید که وقتی به دست ایشان میرسد ببینند که چقدر سنگین است، درحالیکه مبلغ این خمس هشت هزار و پانصد و شصت و چهار تومان و سه قِران است! من خودم دیدهام و شوخی
- لئالی الأخبار، ج ٣، ص ١٠١.
