
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
139او را کمک کند، به من کمک کرده است.1
و این مطالب و حقوق إخوان در احادیث قدسی مثل: «یا عیسیٰ، یا عیسیٰ... .»2 و «یا داود... .»3 بیان شده است.
پس این قرض دادن به خدا است و وقتی انسان به فقیری صدقه میدهد، در واقع انفاق کرده است؛ ولی این انفاق، انفاقی نیست که از کیسهاش رفته باشد، چون خدا به او برمیگرداند و این مقدار را که انفاق کرده است بدون عوض نمیگذارد و در پروندۀ او ثبت میکند. عوض آن، همان حال تجرّدی است که در موقع اعطاء برای او حاصل میشود؛ چه بداند و چه نداند!
خدا در اینجا تعبیر به «قرض» آورده است، ولی در واقع قرض نیاز به مدّت دارد؛ مثلاً انسان یک ماهه قرض میدهد، دو ماهه قرض میدهد، یک ساله قرض میدهد، بعضی قرضها ده ساله یا بیست ساله است، بعضی قرضها قرضالحسنه است، بعضی از قرضها هم «پس نده!» است؛ یعنی شخص قرض گرفته و تعهّد هم کرده که برمیگرداند، ولی برنگردانده است! همۀ اینها قرضهای متفاوتی هستند. ولی این قرضی را که خداوند در اینجا میفرماید، بازپرداختش در همان آنْ است؛ یعنی بهمحض اینکه ما به شخصی قرض میدهیم، جوابش در همان آنْ داده میشود! این عوض، پاداش، اجر و ثوابی که خدا میدهد در همان آنْ است. پس این دیگر قرض نیست و نباید اسم آن را قرض گذاشت؛ چون برگشت قرض مدّتی بعد اتّفاق میافتد!
در قرض، انسان بهخاطر حبس مال مقداری متضرّر میشود؛ چون بالأخره باید این مال را خرج کند و از منافع آن استفاده نماید. منبابمثال شخصی که برای شش ماه از کسی پول میگیرد، اگر صاحب مال در این شش ماه با آن کار میکرد،
- رجوع شود به المؤمن، ص ٥٤؛ الإختصاص، ص ٢٧ و ٢٨.
- الکافی، ج ٨، ص ١٣١ ـ ١٤١.
- رجوع شود به الکافی، ج ٧، ص ٤٢١؛ عدّة الداعی، ص ٣٨ و ٣٩.
