
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
124نتیجۀ تخلّف از مبانی و معیارهای اولیا
بعد هم در جلسات سیر و سلوک شرکت میکنند، حافظ میخوانند، دعای جوشن میخوانند، «سُبحانَک یا لا إلهَ إلّا أنتَ»1 میگویند، دعای سمات میخوانند و خود را سالک راه مرحوم آقا و پیرو خطّ علاّمه میدانند! خاک بر سر شما! شما غیر از آبرو ریزی برای مرحوم آقا و اولیا و بزرگان چهکار کردهاید؟! خب نتیجهاش چه شد؟!
من که پسر مرحوم آقا هستم، وقتی خدمت ایشان میرفتم، مطّلع میشدم که ایشان بهواسطۀ بعضی از همین مسائل و جریانات فشارشان بالا رفته است و به هیجده و نوزده و بیست رسیده است! آنوقت خدا هم خیلی راحت این نعمت را میگیرد و میگوید: «خودتان میدانید!»
الآن که مرحوم آقا، آن کوه عظمت و جلال از دنیا رفتهاند، در کجای دنیا مثل ایشان که نه، در حدّ ناخن ایشان را پیدا کنیم؟! اگر شما سراغ دارید به من هم بگویید، چون من هم بهدنبال او میگردم! اگر ده درصد هم مثل ایشان باشد من قبول دارم! اگر در هند هم باشد، من همین امشب گذرنامه را آماده میکنم و میروم و تمام هند را میگردم. آیا در آفریقا هست؟ در کدام شِبه قارّه هست؟ بگویید تا من بهدنبال او بروم! الآن که این نعمت از بین ما رفته است، متوجّه میشویم که چه چیزی را از دست دادهایم!
تأکید مرحوم علاّمه طهرانی بر توجّه به خود و توصیۀ ایشان به مؤلّف
چون دوباره مطالبی را میشنوم، صریحاً میگویم:
آدم زرنگ کسی است که سرش را پایین بیندازد و در کار رفیقش دخالت نکند؛ حالا رفیقش هر کاری دلش میخواهد بکند! تو چهکار داری؟ هر کسی برای خود راهی دارد، هر کسی برای خودش یک فکری دارد، هر کسی برای خودش یک طریقی دارد. شما ذکرت صلوات است، او ذکرش لا إله إلّا اللَه است و دیگری ذکرش چیز دیگری است. او طلبه است، او کاسب است، او طبیب است، او تاجر است. هر کسی راهی دارد و به راه خودش میرود! نه من را در قبر دیگری دفن میکنند، و نه دیگری را در قبر من دفن میکنند.
- البلد الأمین، ص ٤٠٢، فرازی از دعای جوشن کبیر.
