
ترجمۀ تفسیر المیزان ج 20
جلد بیستم کتاب تفسیر المیزان، شامل ترجمه و بیان کامل سورههای معارج، نوح، جن، مزمل، مدثر، قیامت، دهر، مرسلات، نبا، نازعات، عبس، تکویر، انفطار، مطففین، انشقاق، بروج، طارق، اعلی، غاشیه، فجر، بلد، شمس، لیل، ضحی، انشراح، تین، علق، قدر، بینه، زلزال، عادیات، قارعه، تکاثر، عصر، همزه، فیل، قریش، ماعون، کوثر، کافرون، نصر، تبت، اخلاص، فلق، و ناس است. برخی از مهمترین مباحثی که علامه طباطبایی، در جلد بیستم تفسیر المیزان، در ضمن بیان آیات هر کدام از این سوره ها عنوان میکند به شرح زیر است: • دعوت نوح به اصول سه گانه دین • وسعت آمرزش گناهان به مقدار وسعت ایمان و عمل صالح • وسعت رزق و نعمت به سبب استغفار • منظور از پناهنده شدن مردانی از انس به مردانی از جن • بحث روایتی پیرامون استماع جن از پیامبر و بیعت آنها با ایشان • معنای تکبیر و فرق آن با تسبیح • مراد از «ابرار» و صفات ایشان • روایاتی در مورد نزول سوره «هل اتی ...» در شأن امیرالمؤمنین و حضرت فاطمه • حوادت و نشانه های قیامت و تغییر نظام اخروی و دنیوی از هر نظر • گفتاری در مورد واسطه بودن ملائکه در تدبر • روایتی پیرامون گریز افراد از نزدیکانش در روز قیامت بدلیل شدت و سختی آن روز • مدح و توصیف جبرئیل به شش صفت • گناه زیاد و مستمر، سرانجام انسان را به تکذیب روز جزا منتهی میکند • روایتی در مورد محاسبه اعمال در قیامت • مراد از ذات البروج بودن آسمان • روایتی در مورد چگونگی قبض روح فرد مؤمن • خلقت انسان از «علق» برهان و شاهدی بر یگانگی خداوند در ربوبیت • بی نیاز دانستن خود، منشأ طغیان آدمی است • منظور از بهتر بودن شب قدر از هزار شب • معنای اینکه در قیامت، زمین سخن میگوید • بیمار شدن پیامبر در اثر سحر یک یهودی • اوصاف تکذیب کنندگان دین • منظور از «وسواس الخنّاس»
ترجمۀ تفسیر المیزان ج 20
171نمىتواند آن را ببندد، و خداى تعالى آن را از باطنش به ظاهرش سرايت مىدهد1.
و در مجمع البيان است كه عياشى به سند خود از محمد بن مسلم از امام صادق (علیه السلام) روايت كرده كه فرمود: اين به چه كار شما مىآيد كه اظهار خوبيها نموده بديهاى خود را پنهان بداريد، آيا جز اين است كه وقتى به و جدان خود مراجعه مىكنيد خودتان مىفهميد كه چنين واجد خوبيها و فاقد بديها نيستيد؟ آرى حتما مىيابيد، چون خداى تعالى فرموده: ﴿بَلِ اَلْإِنْسَانُ عَلىَ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ﴾ وقتى باطن آدمى اصلاح شد ظاهرش نيرومند مىگردد2.
مؤلف: اين روايت را كلينى هم در اصول كافى به سند خود از فضل ابى العباس از آن حضرت روايت كرده3.
و در همان كتاب از عياشى از زراره روايت كرده كه گفت: از امام صادق (علیه السلام) پرسيدم: حد آن مرضى كه بيمار روزه را مىخورد چيست؟ در پاسخ من اين آيه را تلاوت كردند: ﴿بَلِ اَلْإِنْسَانُ عَلىَ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ﴾، و فرمودند: خود انسان بهتر مىداند كه چه وقت طاقتش تمام مىشود، و تا چه حدى طاقت تحمل مرض و روزه را دارد4.
مؤلف: اين روايت را صاحب فقيه هم آورده5.
- اصول كافى، ج 2، باب 116، ص 294، ح 6.
- مجمع البيان، ج 10، ص 396، چاپ بيروت.
- اصول كافى، ج 2، ص 223، حديث 11.
- مجمع البيان، ج 10، ص 396.
- من لا يحضره الفقيه، ج 2، كتاب الصوم، ص 132، ط جامعه مدرسين.
