اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ترجمۀ تفسیر المیزان ج 19

0

جلد نوزدهم کتاب تفسیر المیزان، شامل ترجمه و بیان کامل سوره‌های طور، نجم، قمر، واقعه، حدید، مجادله، ممتحنه، صف، جمعه، منافقون، تغابن، طلاق، تحریم، ملک، قلم، و الحاقه است. برخی از مهم‌ترین مباحثی که علامه طباطبایی، در جلد نوزدهم تفسیر المیزان، در ضمن بیان آیات هر کدام از سوره ها عنوان میکند به شرح زیر است: • روایاتی در ذیل آیات مربوط به معراج پیامبر • روایتی در مورد اینکه پیامبر قلباً خدا را رؤیت نمود • شفاعت ملائکه مشروط به اذن و رضای خدا • مقصود از انشقاق قمر و روایاتی پیرامون آن معجزه • منظور از سجده گیاه و درخت برای خدا • مقصود از اصحاب المیمنه • روایاتی در مورد بهشت و نعمت‌های بهشتی • روایاتی پیرامون نهی از مس قرآن بدون طهارت • روایاتی در مورد اول و آخر و ظاهر و باطن بودن خدا • منظور از قرار دادن رحمت و رأفت در دل پیروان حضرت عیسی • بیان رابطه و ملازمه بین فراموش کردن خدا و فراموش کردن خود • روایاتی در مورد ازدواج با زنان کافر • روایاتی پیرامون نام های پیامر، بشارت حضرت عیسی، و فاصله ایشان با پیامبر گرامی اسلام • بیان آیات پیرامون حکم طلاق، عدّه، رجوع و ... • مدت عده طلاق و تکلیف بچه شیرخوار زن مطلقه • سرانجام بد همسر نوح و همسر لوط با اینکه همسر پیامبر بودند • اوصاف و فضائل حضرت مریم • روایاتی پیرامون فضیلت حضرت فاطمه، خدیجه، مریم، و آسیه و نحوه کشته شدن همسر فرعون • بیان حال مؤمن طالب بصیرت و کافر جاهل و لجوج • روایتی در مورد مراد از «ن»، «قلم» و «ما یسطرون» • دلیلی بر نفی چشم زخم و خرافی بودن آن نیست • پاره ای از نشانه ها، مقدّمات و وقایع قیامت

ترجمۀ تفسیر المیزان ج 19

180
  • ﴿وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ﴾1 و آيه‌ ﴿فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ﴾2 ندارد، براى اينكه روز قيامت مواقف مختلفى دارد، در بعضى از آن مواقف مردم بازخواست مى‌شوند، و در بعضى ديگر مهر بر دهانهايشان زده مى‌شود، و در عوض اعضاى بدنشان سخن مى‌گويد، و در بعضى مواقف ديگر از سيماشان شناخته مى‌شوند.

  • ﴿يُعْرَفُ اَلْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَ اَلْأَقْدَامِ﴾

  • اين آيه در مقام پاسخ از پرسشى تقديرى است، گويا كسى مى‌پرسد: خوب وقتى از گناهشان پرسش نمى‌شوند پس از كجا معلوم مى‌شود گنهكارند؟ در پاسخ فرموده: «مجرمين از سيمايشان شناخته مى‌شوند...»، و به همين خاطر جمله مورد بحث را با واو عاطفه عطف به ما قبل نكرد، و نفرمود: «در آن روز كسى از جن و انس از گناهش سؤال نمى‌شود، و مجرمين از سيمايشان شناخته مى‌شوند» بلكه بدون واو عاطفه فرمود: «مجرمين...» تا بفهماند اين جمله پاسخ از سؤالى است كه در كلام نيامده، و منظور از سيما نشانه‌اى است كه از چهره مجرمين نمودار است.

  • ﴿فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَ اَلْأَقْدَامِ﴾ اين جمله به خاطر اينكه حرف «فاء» بر سرش در آمده، فرع و نتيجه شناسايى مذكور است، و كلمه «نواصى» جمع ناصيه است، كه به معناى موى جلو سر است، و كلمه «اقدام» جمع قدم است، و جمله «بالنواصى» نائب فاعل جمله «يؤخذ» است، معناى تحت اللفظى آن «موى جلو سرها گرفته مى‌شود» است.

  • و معناى آيه اين است كه: احدى از گناهش پرسش نمى‌شود - مجرمين با علامتى كه در چهرههاشان نمودار مى‌گردد شناخته مى‌شوند، در نتيجه موى جلو سرشان و پاهايشان را مى‌گيرند و در آتش مى‌اندازند.

  • ﴿هَذِهِ جَهَنَّمُ اَلَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا اَلْمُجْرِمُونَ يَطُوفُونَ بَيْنَهَا وَ بَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ﴾

  • اين دو آيه حكايت گفتارى است كه در آن روز به مجرمين گفته مى‌شود، چيزى كه هست جمله «يقال - گفته مى‌شود» از ابتداى آن حذف شده، و تقدير كلام «يقال هذه جهنم التي...» است، يعنى آن روز به مجرمين گفته مى‌شود: اين است آن جهنمى كه مجرمين تكذيبش مى‌كردند.

  • مرحوم طبرسى در مجمع البيان گفته: ممكن است خطاب در اين جمله به رسول خدا

    1. ايشان را نگهداريد كه بايد بازخواست و سؤال شوند. - صافات، آيه 24.
    2. پس به پروردگارت سوگند كه به طور حتم از ايشان از همگيشان سؤال خواهيم كرد. - حجر، آيه 92.