
ترجمۀ تفسیر المیزان ج 18
جلد هجدهم کتاب تفسیر المیزان، شامل ترجمه و بیان کامل سورههای شوری، زخرف، دخان، جاثیه، احقاف، محمد، فتح، حجرات، ق، و ذاریات است. برخی از مهمترین مباحثی که در این جلد، علامه طباطبایی، در ضمن بیان آیات هر کدام از سوره ها عنوان میکند به شرح زیر است: • وصف حال غیر مؤمنین در روبه رو شدن با عذاب الهی • روایاتی پیرامون تقدیر روزی از جانب خداوند • اقسام سه گانهی وحی • ایمان داشتن رسول خدا قبل از بعثت • بیزاری جستن کافر کوردل از قرین شیطانی خود در قیامت • روایتی در مورد خشم و رضای خدای تعالی • مقصود از اینکه «عیسی علم به قیامت است» • روایتی در مورد شب قدر و تقدیر امور در آن • منظور از اختیار بنی اسرائیل بر عالمین • روایتی در مورد عذاب دخان • احتجاج عليه پرستش بت ها و معبودهای زمینی • علم غیب اثری در جریان حوادث خارجی ندارد • اختلاف درجات مؤمنین و کافران با یکدیگر • روایاتی پیرامون کیفیت زندگی پیامبر • معنای این جمله که «اگر خدا را یاری کنید، خدا یاریتان میکند» • مقصود از اطاعت خدا و اطاعت رسول • شدت و ضعف در ایمان و ارتباط آن با شدت و ضعف در علم و عمل • روایاتی پیرامون ماجرای صلح حدیبیه • اختیارات غیبی و پیشگویی هایی که در سوره فتح آمده • آوردن گوسفند مسموم یک یهودیه برای پیامبر اسلام • معنای اخوّت و روایاتی در مورد اخوّت ایمانی • نهی از مسخره کردن یکدیگر، عیبجویی و بد زبانی • روایاتی دال بر اینکه غیبت از زنا شدیدتر است • علم خدا به انسان از طریق فرشتگان کاتب اعمال • آیتی که خداوند با عذاب قوم لوط و هلاکتشان بر جای گذاشت
ترجمۀ تفسیر المیزان ج 18
173آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ﴾1 را شنيدند، گفتند: پس دين ما راهنماتر از دين نصارى است، براى اينكه نصارى انسانى را مىپرستند، و ما ملائكه را - البته منظورشان از ملائكه ارباب بتها بود - پس آلهه ما بهتر از اله نصارى است.
پس مثل زننده به عيسى بن مريم خداى سبحان است، و اينكه گفتند ﴿أَ آلِهَتُنَا خَيْرٌ أَمْ هُوَ﴾ به منظور برترى دادن بتها بر عيسى است، نه عكس آن كه در وجه قبلى آمده بود.
اين وجه هم درست نيست، براى اينكه آيه شريفه ﴿إِنَّ مَثَلَ عِيسىَ عِنْدَ اَللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ﴾ در مدينه نازل شده، و آيات مورد بحث كه از جمله «و لما ضرب ابن مريم» آغاز مىشود در مكه نازل شده، و آيات سورهاى است مكى.
از اين هم كه بگذريم بنابراين وجه، اساس گفتار مشركين اين مىشود كه خواستهاند خود را بر نصارى برترى دهند، و بر اين اساس ديگر هيچ ارتباطى بين آيه ﴿إِنْ هُوَ إِلاَّ عَبْدٌ أَنْعَمْنَا عَلَيْهِ...﴾ به ما قبلش تصور نمىشود.
بعضى2 ديگر گفتهاند: وقتى مشركين شنيدند كه قرآن مىفرمايد ﴿إِنَّ مَثَلَ عِيسىَ عِنْدَ اَللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ﴾ داد و فريادشان بلند شد و گفتند: محمد چه منظورى از اين حرف مىتواند داشته باشد، غير از اينكه ما او را به الوهيت بشناسيم، و بپرستيم همانطور كه مسيحيان عيسى را مىپرستند، با اينكه آلهه خود ما بهتر از محمد است.
اشكال اين تفسير همان اشكالى است كه در دو وجه قبلى بيان داشته و گفتيم مشركين مكه آيه ﴿إِنَّ مَثَلَ عِيسىَ عِنْدَ اَللَّهِ﴾ را نشنيده بودند، چون اين آيه سالها بعد در مدينه نازل شد.
بعضى3 ديگر در توجيه آيه گفتهاند: منظور مشركين از جمله ﴿أَ آلِهَتُنَا خَيْرٌ أَمْ هُوَ﴾ جواب از اشكالى است كه متوجه اعتقاد ايشان شده كه مىگفتند: «ملائكه دختران خدايند» و نيز از اشكالى كه متوجه ملائكهپرستى آنان شده، و گويا خواستهاند بگويند: مساله ملائكه پرستى يك چيز نو ظهورى از ما نيست، براى اينكه نصارى مسيح را مىپرستند، و او را به خدا منسوب مىكنند، با اينكه موجودى است بشرى و زمينى، و ما ملائكه را مىپرستيم و به خدا منسوب مىكنيم كه از بشر زمينى برتر و بهتر است.
اشكال اين توجيه هم اين است كه از عهده توجيه جمله ﴿وَ لَمَّا ضُرِبَ اِبْنُ مَرْيَمَ مَثَلاً
- به درستى مثل عيسى نزد خدا مثل آدم است، كه از خاكى خلقش كرد، و سپس فرمود بباش پس موجود شد - آل عمران، آيه 59.
- تفسير كشاف، ج 4، ص 260.
- تفسير كشاف، ج 4، ص 260.
