
ترجمۀ تفسیر المیزان ج 17
جلد هفدهم کتاب تفسیر المیزان، شامل ترجمه و بیان کامل سورههای فاطر، یس، صافات، ص، زمر، مؤمن و فصلت است. هدف و خلاصه ای از محتوای کلی این سوره ها، با توجه به مطالبی که علامه طباطبایی در ابتدای بیان هر سوره عنوان میکند به شرح زیر است: • سوره فاطر به بیان اصول سه گانه دین یعنی یگانگی خدای تعالی در ربوبیت، رسالت پیامبر خدا، و معاد و بازگشتن به سوی او پرداخته و در این سه موضوع استدلال میکند. بدین منظور خداوند برخی از نعمت های بزرگ خود در زمین و آسمان را برشمرده و به گشودن در رحمت و بستن آن اشاره میکند. • غرض سوره یس نیز، بيان اصول سهگانه دين است، ابتدا از مساله نبوت شروع كرده، احوالات مردم را در قبول و رد دعوت انبيا بيان مىكند. سپس وارد موضوع توحید شده و برخی از نشانه های وحدانیت خدا را بر میشمارد، و در نهایت نیز به مسئله معاد پرداخته و با بیان زنده شدن مردم برای گرفتن جزا، و جداسازی مجرمین از متقین، احوالات هر گروه را در معاد شرح میدهد. • در سوره صافات، بر مساله توحيد تأکید شده، و مشركين مخالف توحيد را تهديد نموده و مؤمنين خالص را بشارت مىدهد و سرانجام كار هر يك از دو طايفه را بيان مىكند. • آیات سوره ص، متمرکز بر رسول خدا (ص) است و او را به صبر کردن دعوت میکند. همچنین بیان میکند که پیامبر، با ذكرى از ناحيه خدا كه بر او نازل شده مردم را انذار مىكند و به سوى توحيد و اخلاص در بندگى خداى تعالى دعوت مىكند. • سوره زمر، پیامبر گرامی اسلام را در مقابل تهدیدات مشرکین آماده کرده و او را مأمور به توحید و اخلاص دین قرار داده. همچنین در آخر سوره نیز، قیامت را به روشن ترین اوصافش وصف میکند. • سوره مؤمن، پيرامون بلند پروازيهاى كفار و جدالشان به باطل به منظور از بين بردن حقى كه بر آنان نازل شده، سخن مىگويد، و لذا مىبينيم كه آيات آن يكى پس از ديگرى متعرض جدال آنان، و پاسخ دادن به جدالشان مىشود. • سوره فصلت، پيرامون اعراض كفار از كتابى كه بر آنان نازل شده، يعنى از قرآن كريم، سخن مىگويد. همچنین در مورد اصول سه گانه دین نیز مفصل صحبت کرده و در ضمن بشارت و انذار میدهد.
ترجمۀ تفسیر المیزان ج 17
151كلمه «يدعون» از مصدر «ادعاء» است كه به معناى تمنى و خواستن است. يعنى مردم در بهشت ميوه و نيز هر چه را تمنا و اشتها كنند و بطلبند در اختيار دارند.
﴿سَلاَمٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ﴾
كلمه «سلام» مبتدايى است كه خبرش حذف شده. و اگر آن را نكره آورد و نفرمود: «السلام» به منظور اين است كه بفهماند سلامى است كه از عظمت نمىتوان تعريفش كرد. و خبرى كه از آن حذف شده عبارت است از «عليكم» و يا «لكم». و كلمه «قولا» مفعول مطلق است براى فعل محذوف، و تقديرش اين است كه: «اقوله قولا من رب رحيم - من اين سلام را مىگويم، گفتنى از پروردگار رحيم».
از ظاهر كلام برمىآيد كه اين سلام از خداى تعالى باشد، و اين غير از آن سلامى است كه ملائكه به بهشتيان مىگويند و قرآن چنين حكايتش كرده: ﴿وَ اَلْمَلاَئِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بَابٍ سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى اَلدَّارِ﴾1.
﴿وَ اِمْتَازُوا اَلْيَوْمَ أَيُّهَا اَلْمُجْرِمُونَ﴾
يعنى آن روز به مجرمين مىگوييم: از بهشتيان جدا شويد. و منظور از «آن روز» روز قيامت است اين آيه وعدهاى را كه در جاى ديگر داده و فرموده: ﴿أَمْ نَجْعَلُ اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصَّالِحَاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي اَلْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ اَلْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ﴾2 و نيز فرموده: ﴿أَمْ حَسِبَ اَلَّذِينَ اِجْتَرَحُوا اَلسَّيِّئَاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصَّالِحَاتِ سَوَاءً مَحْيَاهُمْ وَ مَمَاتُهُمْ﴾3
منجز و قطعى مىكند و از وفاى به آن وعده خبر مىدهد.
﴿أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لاَ تَعْبُدُوا اَلشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ﴾
كلمه «عهد» به معناى وصيت سفارش است. و مراد از «عبادت كردن و پرستيدن شيطان» اطاعت اوست در وسوسههايى كه مىكند و به آن امر مىكند يعنى وسوسههاى شيطان را اطاعت نكنيد، زيرا كه غير از خداوند و كسانى را كه خداوند دستور داده نبايد اطاعت كرد. در اين آيه براى نپرستيدن شيطان چنين علت آورده كه: او براى شما دشمنى
- و فرشتگان از همه درها بر ايشان درمىآيند و مىگويند سلام بر شما، به پاداش صبرى كه كرديد، پس چه سرانجام نيكى است خانه بهشت. - رعد، آيه 23 و 24.
- و يا آن كه آنهايى را كه ايمان آوردند و عمل صالح كردند، چون مفسدان در ارض قرار مىدهيم و يا آنكه با متقيان به مثل فجار معامله مىكنيم؟. - ص، آيه 28.
- و يا كسانى كه مرتكب گناهان مىشوند، پنداشتهاند كه با ايشان به مثل مؤمنين نيكوكار عمل مىكنيم؟ زندگى و مرگشان يكسان است؟. - جاثيه، آيه 21.
