
ترجمۀ تفسیر المیزان ج 15
جلد پانزدهم کتاب تفسیر المیزان، شامل ترجمه و بیان کامل سورههای مؤمنون، نور، فرقان، شعراء و نمل است. در این جلد، علامه طباطبایی، در ابتدای بیان هر سوره، غرض و هدف از نزول آن سوره را عنوان میکند. بدین ترتیب، با بیان سوره مومنون، اینطور برداشت میشود که در این سوره، انسان به ايمان به خدا و روز قيامت دعوت شده و فرقهايى كه ميان مؤمنين و كفار هست شمرده شده است. صفات پسنديده كه در مؤمنان و رذائل اخلاقى كه در كفار هست ذكر شده و به دنبالش مژدهها و بيمها داده كه بيمهاى آن متضمن ذكر عذاب آخرت و بلاهاى دنيايى است. هدف سوره نور نیز، بيان پارهاى از احكام، و سپس پارهاى از معارف الهى مناسب با آن احكام است، معارفى كه مايه تذكر مؤمنين مىشود. سوره فرقان نیز این حقیقت را عنوان میکند که دعوت رسول خدا (ص) دعوتى است حق، و ناشى از رسالتى از جانب خداى تعالى، و كتابى نازل شده از ناحيه او، و نيز در اين سوره چند نوبت پشت سر هم ايرادهايى كه كفار بر نبوت آن جناب از ناحيه خدا، و بر نازل بودن كتابش از جانب خدا كردهاند، دفع شده است. سوره شعراء نیز، تسلیت خاطری است به رسول خدا از اینکه قومش او را و قرآن نازل بر او را تكذيب كرده بودند و او آزرده شده بود. همچنین برای تهدید مشركين به دچار شدن به سرنوشت اقوام گذشته داستانهایی از موسى و ابراهيم و نوح و هود و صالح و لوط و شعيب (ع) نقل كرده است. و درنهایت سوره نمل که مردم را بشارت و انذار دهد و به همين منظور، مختصرى از داستانهاى موسى، داود، سليمان، صالح و لوط (ع) را به عنوان شاهد ذكر نموده و در دنبال آن پارهاى از اصول معارف مانند وحدانيت خداى تعالى در ربوبيت و معاد را ذكر میکند.
ترجمۀ تفسیر المیزان ج 15
175مراد از «رفع بيوت» رفع قدر و منزلت و تعظيم آنهاست و چون عظمت و علو خاص خداى تعالى است و احدى شريك او نيست، مگر آنكه باز منتسب به او باشد كه به مقدار انتسابش به او، از آن بهرهمند مىشود، پس اذن خدا به اينكه اين بيوت رفيع المقام باشند به خاطر اين است كه اين بيوت منتسب به خود اويند.
از اينجا معلوم مىگردد كه علت رفعت اين خانهها همان ﴿يُذْكَرَ فِيهَا اِسْمُهُ﴾ است، يعنى همين است كه در آن بيوت نام خدا برده مىشود. و چون از سياق بر مىآيد كه اين ذكر نام خدا استمرارى است، و يا حد اقل آماده آن هست، لذا برگشت معنا به اين مىشود كه: اهل اين خانهها همواره نام خدا را مىبرند، و در نتيجه قدر و منزلت آن خانهها بزرگ و رفيع مىشود.
و كلمه «فى بيوت» متعلق به جمله «كمشكاة» در آيه قبلى است و يا متعلق به كلمه ﴿يَهْدِي اَللَّهُ...﴾ است، و برگشت هر دو به يكى است. از مصاديق يقينى اين بيوت مساجد است كه آماده هستند تا ذكر خدا در آنها گفته شود، و صرفا براى اين كار ساخته شدهاند، هم چنان كه فرموده: ﴿وَ مَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اِسْمُ اَللَّهِ كَثِيراً﴾1.
وصف حال كسانى كه در پرتو نور ايمان و معرفت، هيچ باز دارنده مستمر و موقتى آنان را از ياد مستمر و موقت خدا باز نمىدارد و...
﴿يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَ اَلْآصَالِ رِجَالٌ...﴾
«تسبيح خدا» به معناى تنزيه او از هر چيزى است كه لايق به ساحت قدس او نيست. و كلمه «غدو» جمع غداة به معناى صبح است. و كلمه «آصال» جمع اصيل به معناى عصر است. و كلمه «الهاء» به معناى بازداشتن كسى است از راهى كه مىخواست برود يا كار مهمى كه مىخواست انجام دهد. و كلمه «تجارة» به طورى كه راغب گفته به معناى تصرف در رأس المال و سرمايه است به منظور فايده، مىگويد: در كلام عرب هيچ لغتى نيست كه در آن جيم بعد از تاء آمده باشد مگر اين لغت2.
و كلمه «بيع» باز به طورى كه او مىگويد به معناى دادن كالا و گرفتن بهاى آن است3، و كلمه «قلب» به طورى كه وى گفته به معناى برگرداندن چيزى از اين رو به آن رو است4، و چون به باب تفعيل برود مبالغه در اين عمل را مىرساند، پس تقليب يعنى بسيار زير و رو كردن يك چيزى، و تقلب هم قبول همان تقليب است پس «تقلب قلوب و ابصار»
- مساجدى كه نام خدا در آنها بسيار برده مىشود - حج، آيه 40.
- مفردات راغب، ماده «تجارة»
- مفردات راغب، ماده «بيع»
- مفردات راغب، ماده «قلب»
