
ترجمۀ تفسیر المیزان ج 14
جلد چهاردهم کتاب تفسیر المیزان، شامل ترجمه و بیان کامل سورههای مریم، طه، انبیاء و حج است. در جلد چهاردهم تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ابتدا با بیان آیات آغازین سوره مریم، هدف این سوره را بشارت و انذار مردم به بيان داستان زكريا، يحيى و مريم (عليهم السلام) و تقسيم مردم به سه دسته عنوان میکند. در ادامه نیز، پس از بیان آیات این سوره، وارد بیان سوره طه میشود. سورهای که با بیان داستانهایی، به هلاكت طاغيان و تكذيب كنندگان آيات خدا منتهى مىشود، و آينده انسان از احوال قيامت و مواقف آن و حال نكبت بار مجرمين، و خسران ظالمين را یادآوری میکند. سوره انبیاء نیز، گفتگو پيرامون مساله نبوت است كه مساله توحيد و معاد را زير بناى آن قرار داده و در آن بیش از بشارت، تهدید و وعید آمده است. سوره حج، مشركين را مخاطب قرار داده، اصول دين و انذار و تخويف را به ايشان خاطر نشان مىسازد. اين سوره سياقى دارد كه از آن بر مىآيد مشركين هنوز شوكت و نيرويى داشتهاند و از آن سمت نیز، مؤمنین جمعیتی بودهاند که اجتماعشان به تازگی تشکیل شده و روی پای خود ایستاده و مختصر عده و شوکتی بدست آوردهاند. برخی از مهم ترین بحث های مطرح شده در جلد چهاردهم تفسیر المیزان به شرح زیر است: • داستان زکریا و داستان یحیی در قرآن و انجیل • داستان ادریس پیامبر و سرگذشت او • اسماء حسنی و اختصاص آن به پروردگار • توضیحاتی در مورد تکلّم خدا با حضرت موسی • مقصود از اینکه در مورد قیامت فرمود:« نزدیکست پنهانش بدارم» • تفضّلات خدا به حضرت موسی در نجات یافتن از مصر و ازدواج با دختر شعیب • روایتی در نفی رؤیت خدای تعالی • بیان حال و وصف ملائکه • یادآوری معاد و تهدید مشرکین به عذاب جاودان • منافع دنیوی و اخروی حج • حکمت قربانی کردن برای خدا • فرق بین «نبوت» و «رسالت» • چند روایت درباره اذن قتال و تشریع جهاد
ترجمۀ تفسیر المیزان ج 14
105و منتهاى سير در مسير فرض كرده باشد، و مسير عبارت باشد از ضايع كردن نماز و پيروى شهوات، و نقطه انتهايش عبارت باشد از غى، آنگاه فرموده باشد حال كه اين طبقه ناخلف راهى پيش گرفتهاند كه نهايتش غى است، به زودى به همان نهايت نيز مىرسند، حال يا به اينكه در قيامت كه عالم كشف حقايق است پى به گمراهى خود مىبرند، يا به اينكه همان گمراهى رفته رفته در دلهاشان رسوخ مىكند تا آنجا كه از اولياى شيطان شوند، همچنانكه فرمود: ﴿إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلاَّ مَنِ اِتَّبَعَكَ مِنَ اَلْغَاوِينَ﴾ 1و به هر حال عبارت مذكور استعاره از كنايه لطيفى است.
﴿إِلاَّ مَنْ تَابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صَالِحاً فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ اَلْجَنَّةَ وَ لاَ يُظْلَمُونَ شَيْئاً﴾ .
اين آيه استثنايى از آيه سابق است، و مىفرمايد: كسانى كه از اين راه شيطانى برگردند و ايمان آورده عمل صالح كنند داخل بهشت گشته و به هيچ وجه ظلم نمىشوند بلكه به همان طبقه گذشته كه مورد انعام خدا بودند ملحق مىگردند البته با آنان، نه اينكه از آنان باشند همچنانكه در آيه ﴿وَ مَنْ يُطِعِ اَللَّهَ وَ اَلرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ اَلَّذِينَ أَنْعَمَ اَللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ اَلنَّبِيِّينَ وَ اَلصِّدِّيقِينَ وَ اَلشُّهَدَاءِ وَ اَلصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقاً﴾ 2نيز فرمود: كسانى كه خدا و رسول را اطاعت مىكنند با كسانى (نه از كسانى) خواهند بود كه خدا به ايشان انعام فرموده، كه عبارتند از انبياء و صديقين و شهداء و صالحين، كه نيكو رفقايى هستند.
﴿فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ اَلْجَنَّةَ﴾ اين جمله از باب به كار بردن مسبب در جاى سبب است، و اصل آن «اولئك يوفون اجرهم» است، يعنى ايشان به تمام و كمال اجر خود را مىيابند، به دليل اينكه بعد از آن فرموده: ﴿وَ لاَ يُظْلَمُونَ شَيْئاً﴾ چون ظلم نشدن در كوچكترين عمل از لوازم يافتن اجر تمام و كمال است، نه از لوازم داخل بهشت شدن.
﴿جَنَّاتِ عَدْنٍ اَلَّتِي وَعَدَ اَلرَّحْمَنُ عِبَادَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّهُ كَانَ وَعْدُهُ مَأْتِيًّا﴾ .
كلمه «عدن» به معناى اقامت است، و اگر بهشت را عدن ناميدهاند اشاره به اين است كه انسان بهشتى در بهشت، جاودان و ابدى است، و كلمه «وعده به غيب» وعده به چيزى است كه موعود فعلا آن را نمىبيند، و «ماتى» بودن «وعد» به اين است كه تخلف نكند، در مجمع البيان گفته: كلمه «ماتى» اسم مفعول است ولى معناى فاعل دارد، چون درست است كه تو، به آن وعده مىرسى، ولى آن هم به تو مىرسد، همچنانكه هر چيز كه به آدمى برسد آدمى هم به آن
- بندگان من چنين نيستند كه تو بتوانى بر ايشان مسلط شوى مگر آن جاهلان گمراهى كه خود پيروى تو كنند. - حجر، آيه 42.
- نساء، آيه 69.
