
ترجمۀ تفسیر المیزان ج 13
جلد سیزدهم کتاب تفسیر المیزان، شامل ترجمه و بیان کامل سورههای اسراء و کهف است. در جلد سیزدهم تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، در ابتدای بیان سوره اسراء بیان میکند که اين سوره پيرامون مساله توحيد و تنزيه خداى تعالى از هر شريكى است. پس از بیان آیات این سوره، ایشان وارد تفسیر و بیان سوره کهف میشود. سوره ای که با انذار و تبشير، انسان را به اعتقاد به حق و عمل صالح دعوت مىكند. همچنین در این سوره مساله نفى فرزند داشتن خدا مورد عنايت و توجه زيادى واقع شده است. علاوه بر این، دور از منطق نیست که بگوییم غرض از نزول اين سوره بيان سه داستان عجيب است كه در قرآن كريم جز در اين سوره ذكر نشده، يكى قصه اصحاب كهف و ديگرى داستان حضرت موسى و حضرت خضر، و سوم حكايت ذى القرنين، و آن گاه از اين سه داستان در غرض سوره كه اثبات نفى شريك و تشويق بر تقوى و ترس از خدا است استفاده كند. برخی از مهم ترین بحث های مطرح شده در این جلد به شرح زیر است: • دو بار هلاک شدن و سرکوب بنی اسرائیل در اثر دو بار فساد بر روی زمین • نیکی به والدین، از جمله مهمترین واجبات پس از توحید • نهی از افراط و تفریط، تکبر، فرزند کشی در اثر فقر و نهی شدید از زنا کاری • روایاتی در مورد تسبیح موجودات و سفارش به مدارا با حیوانات • روایاتی از شرکت شیطان در اموال و اولاد مردم • برتری انسان از ملائکه • ترتیب سورههای قرآن کریم • مضامین داستان اصحاب کهف • از یاد بردن قیامت سبب فساد اعمال • داستان ملاقا ت و گفتگوی حضرت موسی با حضرت خضر • ادب و تواضع فراوان حضرت موسی در برابر حضرت خضر • ساختن سد بوسیله ذوالقرنین • بحث قرآنی و تاریخی پیرامون داستان ذوالقرنین در چند فصل • معرفی زیانکارترین زیانکاران
ترجمۀ تفسیر المیزان ج 13
182مفسرين1 در اينكه آيه مورد بحث به چه وجهى متصل به آيه قبلى است گفتهاند: كه اين آيه موعظهاى است كه همان مشركين را بعد از بيان توحيد و معاد از عذاب خدا انذار مىكند، و از حوادث قبل از روز بعث پارهاى را كه دليل بر عظمت خداى سبحان است خاطر نشان مىسازد، تا مؤيد مطالب قبل باشد.
سنت الهى در اقوام گذشته: دعوت به حق، به سعادت رساندن مؤمنان و هلاكت يا عذاب شديد منكران و طاغيان
ولى ظاهرا اين آيه معطوف و مربوط به جلوتر از آيات مورد بحث است، يعنى آيه شانزدهم كه مىفرمود: ﴿وَ إِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا...﴾ چون آيات اين سوره همواره بعضى به بعضى نظر داشته و عطف مىشود، و غرض عمومى از سراپاى اين سوره، بيان سنتى است كه خداى تعالى در اقوام و ملل داشته كه نخست ايشان را به سوى حق دعوت مىكرده، آنگاه يك عده را كه پذيراى دعوتش گشته و اطاعت كردهاند سعادتمند، و ديگران را كه از در استكبار مخالفت و طغيان نمودند عقوبت مىنموده است، و بنابراین مراد از هلاك در اين آيه همان تدمير به عذاب استيصال در آن آيه است چنانچه از ابى مسلم مفسر هم نقل شده و مراد از عذاب شديد عذاب آسانتر است از قبيل عذاب قحطى يا گرانى كه باعث جلاى وطن و يا خرابى عمارتهاى آن قريه شده، و يا بلاها و محنتهاى ديگر است.
در نتيجه آيه شريفه به اين معنا اشاره دارد كه قريههاى نامبرده به زودى يكى پس از ديگرى به خاطر فساد اهلش و فسق فاسقانش ويران مىگردد، و اين خود بنا به اشارهاى كه در ذيل آيه دارد به قضاى خداى سبحان است.
با اين بيان وجه اتصال آيه بعدى ﴿وَ مَا مَنَعَنَا...﴾ به اين آيه روشن مىشود و معنا چنين مىشود كه: «اين مردم نيز مانند اهل همان قريهها مستعد براى فساد و آماده تكذيب آيات خدا هستند، آياتى كه به دنبال تكذيبش هلاك و نابودى در پى دارد، چيزى كه هست اگر از آن قسم آيات خود را كه بر آن اقوام فرستاديم و به خاطر تكذيبشان هلاكشان كرديم به اين مردم هم بفرستيم همان اهلاك و تدمير كه بر سر آنها آمد و منقرضشان كرد بر سر اينان نيز آمده و اينان را به آنان ملحق خواهد كرد، آن وقت بساط دنيا برچيده خواهد شد و چون نمىخواهيم برچينيم لذا تا مدتى مهلتشان داديم، ولى سرانجام اينان را نيز گرفتار مىكنيم، و چنين نيست كه اينان استثناء شوند» و اين همان معنايى است كه آيه ﴿وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ﴾2 و آيات بعد از آن، بدان اشاره مىكند.
- مجمع البيان، ج 6، ص 423.
- يونس، آيه 47.
