
ترجمۀ تفسیر المیزان ج 12
جلد دوازدهم کتاب تفسیر المیزان، شامل ترجمه و بیان کامل سورههای ابراهیم، حجر و نمل است. در جلد دوازدهم تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، در ابتدای بیان سوره ابراهیم، با استفاده از آیات 1 تا 5 این سوره بیان میکند که این سوره با ذکر و بیان غرض از رسالت و فرستادن قرآن، افتتاح شده و در کل نیز پیرامون اوصاف قرآنی است که بر پیغبر نازل شده است. در بیان سوره حجر نیز ایشان میفرمایند که این سوره پيرامون استهزاء كفار به رسول خدا (ص) سخن مىگويد كه نسبت جنون به آن جناب داده و قرآن كريم را هذيان ديوانگان خوانده بودند. همچنین در بیان مفاد کلی سوره نحل نیز عنوان میکنند که این سوره برای خبر دادن به نزدیک شدن امر الهی یعنی غلبه دین حق بر کفار و همچنین اینکه دین حق از خدا است پس واجب است دین دیگری تشریع نشود، نازل شده است. برخی از مهم ترین بحث های مطرح شده در جلد دوازدهم تفسیر المیزان به شرح زیر است: • معنای جمله حضرت موسی که فرمود: اگر شما و تمامی اهل زمین کافر شوید خدا غنی و حمید است • روایاتی در مورد شکر نعمت • سخن شیطان با پیروان خود در قیامت • بیان اینکه شیطان بر مردم تسلطی ندارد و صرفا دعوت به گناه میکند • بیزاری جستن شیطان از پیروان خود در قیامت • روایاتی در مورد سوال قبر • گفتاری در چند فصل پیرامون مصونیّت قرآن از تحریف • نظام خلقت بدون حیات و موت • معنای اینکه جهنم هفت در دارد • روایاتی در مورد نفخ روح در کالبد حضرت آدم • اعتقاد به معاد لازمه توحید کامل است • روایتی در مورد سلطنت و قدرت نامحدود خدا • بیان اینکه قیامت از غیب های آسمان ها و زمین است • در عذاب ظالمان در آخرت تخفیف و تأخیری نیست • معنای اینکه قرآن بیان همه چیز است • معنای مهر زدن خدا بر دل ها و گوش ها دیدگان کفّار • بیان مراد از اینکه حضرت ابراهیم یک امّت بود • معنای «حکمت»، «موعظه» و «مجادله»
ترجمۀ تفسیر المیزان ج 12
58قبلا گفتيم: حق بودن خلقت، مقتضاى عزت و غنى بالذات بودن خدا است زيرا اگر غناى ذاتى خدا، اين اقتضاء را نداشته باشد، و ممكن باشد كه از خداوند هم، لهو و لعب سر بزند، و خلاصه، اين عالم خلقت كه مىبينيم، با اين نظام دقيق و جديدى كه دارد، بازيچهاى باشد كه جز آوردن و از بين بردن، منظور ديگرى نداشته باشد، لا بد، بايد مانند ساير بازىكنان، دچار شوقى خيالى و حاجتى داخلى، از قبيل تفرج هم، و از بين بردن غم و اندوه و يا بيرون آمدن از وحشت تنهايى و يا خستگى بيكارى، و امثال اينها شده باشد ولى غناى ذاتى خداوند سبحان همه اين حرفها را دفع مىكند.
بيان جمله: ﴿إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَ يَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ﴾ و پاسخ به يك سؤال در اين مورد
اين مطلبى بود كه قبلا هم گفته بوديم، حال مىخواهيم بگوييم: شايد اين نكته سبب شده باشد كه دنباله جمله ﴿أَنَّ اَللَّهَ خَلَقَ اَلسَّمَاوَاتِ وَ اَلْأَرْضَ﴾ بگويد: ﴿إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ...﴾ پس در حقيقت، جمله ﴿إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ﴾ به منزله بيان جمله قبلى است، و معنايش اين مىشود كه: آيا نمىدانى كه خلقت اين عالم مشهود، از عزت و غناى خداى تعالى ناشى شده است و اگر بخواهد همه شما را از بين برده، خلقى جديد مىآفريند، و آيا نمىدانيد كه اين كار براى خداوند دشوار نيست، چطور نمىدانيد و حال آن كه او كسى است كه داراى اسماء حسنى، و داراى هر عزت و كبرياء است؟
بنابراين روشن مىشود اينكه در جمله «على الله»، كلمه «الله» كه اسم ظاهر است به جاى ضمير آمده، و خلاصه بجاى «عليه» «على الله» آمده براى اين است كه بفهماند، دليل مطلب چيست، و اينكه دشوار نبودن اين كار، دليلش همين است كه او «الله» است.
حال اگر بپرسى، آوردن جمله ﴿إِنْ يَشَأْ...﴾ اگر براى اين بود كه غناى مطلق خدا را برساند و بفهماند كه او با خلق خود، بازى نمىكند، جا داشت به آوردن جمله ﴿إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ﴾ اكتفاء كند، و از آوردن جمله ﴿وَ يَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ﴾ خوددارى نمايد: زيرا از بين بردن خلق قبلى، و آوردن خلق جديد، دليل بر بازى نكردن نيست، بلكه ممكن است، همين كارش هم يك بازى تازهاى باشد.
در جواب مىگوييم: اين حرف وقتى صحيح است كه مىفرمود: «ان يشأ يذهب جميع الخلق و يات بخلق جديد اگر مىخواست، تمامى موجودات را از بين مىبرد و خلق نو مىآفريد» .ولى اين طور نفرمود، بلكه فرمود: اگر مىخواست شما بشر و يا شما امت خاتم النبيين (صلى الله عليه وآله و سلم) را از بين مىبرد و خلقى جديد يعنى بشر و يا امتى جديد مىآفريد. كه در اين صورت جمله ﴿وَ يَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ﴾ لازم است، زيرا، ارتباطى كه بين
