
ترجمۀ تفسیر المیزان ج 11
جلد یازدهم کتاب تفسیر المیزان، شامل ترجمه و بیان ادامه سوره هود از آیات 100 به بعد، و تمامی آیات سوره یوسف و رعد است. در جلد یازدهم تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ابتدا با بیان و تفسیر آیات 100 تا 108 سوره هود، عنوان میکند که این آیات، بازگشتی به داستانهای قبلی و نظری اجمالی و کلی در مورد آنهاست. پس از آن ایشان به بیان و تفسیر ادامه آیات سوره هود، و سپس تمامی آیات سوره یوسف و رعد، میپردازد. برخی از مهم ترین بحث های مطرح شده در جلد یازدهم تفسیر المیزان به شرح زیر است: • جاودان بودن بهشتیان در بهشت و عدم لزوم خلود جهنمیان در دوزخ • روایاتی در مورد فضیلت نماز و اینکه نماز کفّاره گناهان است • احسن القصص بودن داستان حضرت یوسف • رویای حضرت یوسف و تعبیر آن توسط پدرش حضرت یعقوب • اشاره به معنای صبر و اینکه صابران چه کسانیاند • احساسات یوسف در کاخ عزیز مصر • روایتی از امام سجاد در مورد حضرت یوسف و همسر عزیز مصر • اثبات بیگناهی حضرت یوسف و عزّت یافتن او • روایاتی در شرح داستان یوسف و برادران در مصر • به سجده افتادن در برابر یوسف برای پرستش او نبوده • خواب های راست، عوالم سه گانه و سه گونه رؤیا • روایتی در مورد وعده عفو و وعید عذاب • روایتی در مورد سجود هر که در آسمان ها و زمین است برای خدا • معنای ترس از خدا • چرا با یاد خدا هم خشیت، ترس، سکون و هم اطمینان قلبی حاصل میشود • هدایت و ضلالت به دست خدا • وعده به مؤمنان در مقابل وعیدی که به کافران داده شد روایاتی در مورد شجره طوبی
ترجمۀ تفسیر المیزان ج 11
158بيان آيات بيان آيات مربوط به يوسف (عليه السلام) در خانه عزيز مصر مراد از جمله: «لما بلغ اشده»
اين آيات داستان يوسف را در آن ايامى كه در خانه عزيز بود بيان مىكند كه نخست مبتلا به محبت همسر عزيز و مراودهاش با وى و دعوتش به سوى خود شد، و سپس مبتلا شد به عشق زنان شهر نسبت به وى، و اينكه او را به سوى خود مىخواندند، و اين خود بلاى بزرگى بود كه در خلال آن عفت نفس و طهارت دامن او معلوم گشت و عفتش مورد تعجب همه واقع شد، و از اين عجيبتر عشق و محبتى بود كه او نسبت به پروردگارش مىورزيد.
﴿وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَيْنَاهُ حُكْماً وَ عِلْماً وَ كَذَلِكَ نَجْزِي اَلْمُحْسِنِينَ﴾
«بلوغ اشد» به معناى سنينى از عمر انسان است كه در آن سنين قواى بدنى رفته رفته بيشتر مىشود و به تدريج آثار كودكى زايل مىگردد، و اين از سال هيجدهم تا سن كهولت و پيرى است كه در آن موقع ديگر عقل آدمى پخته و كامل است.
و ظاهرا منظور از آن رسيدن به ابتداى سن جوانى است، نه اواسط و يا اواخر آن كه از حدود چهل سالگى به بعد است، به دليل آيهاى كه در باره موسى (علیه السلام) فرموده: ﴿وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اِسْتَوىَ آتَيْنَاهُ حُكْماً وَ عِلْماً﴾1 زيرا در اين آيه كلمه ﴿اِسْتَوىَ﴾ را آورد تا برساند موسى به حد وسط اشد رسيده بود كه ما مبعوثش كرديم. و در آيه ﴿حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ﴾2 چون مىخواسته برساند در اواخر بلوغ اشد خود چنين و چنان گفت كلمه «چهل سالگى» را هم اضافه كرده، و اگر بلوغ اشد به معناى چهل سالگى باشد ديگر حاجت به ذكر ﴿بَلَغَ﴾ و تكرار آن نبود بلكه مىفرمود: «حتى اذا بلغ اشده اربعين سنة».
پس ديگر مجالى براى گفته بعضى از مفسرين نيست كه گفتهاند: منظور از بلوغ اشد رسيدن به سى و يا سى و سه سالگى است. و همچنين آن مفسر ديگر كه گفته: منظور از آن رسيدن به چهل است. علاوه بر اين، خندهآور است كه همسر عزيز در ايام جوانى يوسف عشقى به وى نورزد تا اينكه به چهل سالگى برسد آن وقت عاشقش شود، و او را به طرف خودش بخواند.
- چون موسى به سن رشد رسيد و كمال يافت ما به او مقام حكم و علم داديم. - قصص، آيه 14.
- و چون به قوت و به چهل سال رسيد گفت: پروردگارا مرا ملهم كن تا نعمت تو را سپاس گويم.- احقاف، آيه 15.
