
ترجمۀ تفسیر المیزان ج 10
جلد دهم کتاب تفسیر المیزان، شامل ترجمه و بیان کامل سوره یونس و آیات 1 تا 99 سوره هود است. در جلد دهم تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ابتدا با بیان و تفسیر آیات 1 تا 10 سوره یونس، عنوان میکند که این سوره، در اوائل بعثت نازل شده و هدف از نزول آن، تأکید مردم به التزام به توحید و اثبات حقانیت قرآن در پاسخ به سحر خوانده شدن آن توسط مشرکین است. پس از آن ایشان به بیان و تفسیر آیاتی از سوره هود پرداخته و بیان میکند که در این سوره، اساس تمام معارف و سخنان قرآن کریم در مورد تمامی زمینهها یک حقیقت واحد بوده و آن حقیقت نیز، توحید حق تعالی است. برخی از مهم ترین بحث های مطرح شده در جلد دهم تفسیر المیزان به شرح زیر است: • معنای تسبیح و حمد خدای تعالی • علت اینکه مشرکین به پیامبر گفتند یا قرآنی دیگر بیاور یا این را تبدیل کن • فلسفه بت پرستی و مبنای عقاید بت پرستان • معنای دعا و فرق آن با نداء • معنای «سلام» و فلسفه آن • معنای رازق بودن خداوند از آسمان و زمین • مفهوم بیرون کردن زنده از مرده و مرده از زنده توسط خدا • مراد از فضل و رحمت خدا • تسلّی دادن به پیامبر برای اینکه از سخنان مشرکین نرنجد • روایاتی پیرامون رویا و اقسام آن • گفتگوی حضرت نوح با قوم خود • امر به خانه سازی برای بنی اسرائیل • ایمان باید اختیاری و بدون اکراه باشد • وعده خدا به نجات مؤمنین از امّت اسلام • مراد از شک داشتن مشرکین در دین پیامبر • آهنگ کلی سوره هود و کیفیت و مکان نزول آن • منظور از خلق آسمان ها و زمین در شش روز • چون و چرای کفار از نزول قرآن و جداب خداوند به آنها • روایاتی در مورد روزی رساندن خدا به همه • گفتار فلسفی و قرآنی پیرامون قدرت انبیا و اولیا به اذن خدا منظور از اینکه پسر نوح از اهل آن حضرت نبوده
ترجمۀ تفسیر المیزان ج 10
218معبودى جز او نيست، آيا بعد از اين همه سخنان منطقى، اسلام مىآوريد يا نه؟ (14).
كسى كه از تلاش خود تنها زندگى دنيا و زينت آن را بخواهد، ما نتيجه تلاش ايشان را بطور كامل مىدهيم، و در آن هيچ نقصانى نمىيابند (15).
اما اينها همانهايند كه در آخرت به جز آتش بهرهاى ندارند، و آنچه در دنيا تلاش كردهاند بى نتيجه مىشود، چون هر چه كردهاند باطل بوده است (16).
بيان آيات
اين آيات پارهاى از رفتار و گفتار مشركين در رد بر نبوت خاتم الانبياء (صلى الله عليه وآله و سلم) و نيز رفتار و گفتارى كه در رد كتاب نازل بر آن حضرت داشتهاند را حكايت نموده و از آنها با ذكر دليل و حجت پاسخ مىدهد. از جمله رفتار ناپسندشان اين بوده كه به خداى تعالى بى حرمتى مىكردند، و از جمله گفتارهاى باطلشان اين بوده كه مىگفتند: چرا آن عذابى كه ما را بدان تهديد مىكنى نازل نمىشود؟ و چرا با اين پيامبر گنجى نازل نشد؟ و يا چرا همراه او فرشتهاى نيامد؟ و يا گفتند: اين قرآن راوى به دروغ به خدا نسبت مىدهد. البته در اين آيات پارهاى معارف ديگر نيز خاطر نشان شده است.
﴿أَلاَ إِنَّهُمْ يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِيَسْتَخْفُوا مِنْهُ...﴾
كلمه «يثنون» از باب «ثنى الشيء، يثناه، ثنيا» است، بر وزن «فتح، يفتح، فتحا»، و مصدر آن، يعنى «ثنى» به معناى عطف و پيچاندن است، و نيز به معناى رد بعضى بر بعض ديگر است. صاحب مجمع البيان مىگويد: اصل «ثنى» به معناى عطف است، وقتى بخواهى بگويى فلانى را از فلان يا فلان عمل منصرف كردم مىگويى: «ثنيته عن كذا»، و از همين باب است كلمه «اثنان: دو»، چون دومى از هر چيز عطف به اولى آن مىشود، و به سوى آن برگردانده مىشود: «ثناء» هم كه به معناى مدح است از اين باب است، زيرا در مدح و ستودن، فضايل شخص ممدوح را يكى يكى ذكر مىكنند، دومى را به اولى و سومى را به دومى عطف مىنمايند، و كلمه «استثناء» نيز از همين باب است، چون در استثناء نظر خود را به جمله قبل بر مىگردانى و افرادى را از آن استثناء مىكنى1.
وى در معناى جمله ﴿لِيَسْتَخْفُوا مِنْهُ﴾ گفته است: كلمه «استخفاء» به معناى طلب خفاء چيزى است، و همچنين است كلمه «تخفى»، و همچنين دو كلمه «استغشى» و
- مجمع البيان، ج 5، ص 142.
