
ترجمۀ تفسیر المیزان ج 9
جلد نهم کتاب تفسیر المیزان، شامل ترجمه و بیان سوره انفال و سوره توبه است. سوره انفال و توبه در مدینه نازل شده که انفال، دارای هفتاد و پنج آیه و توبه، دارای 129 آیه است. در این جلد، هر دو سوره به صورت کامل مورد بررسی، بیان و تفسیر قرار میگیرد. در جلد نهم تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ابتدا با بیان و تفسیر آیات 1 تا 6 سوره انفال، عنوان میکند که این سوره، بعد از واقعه جنگ بدر نازل شده و و مسائل مختلفی در مورد جهاد، غنیمت جنگی و انفال و هجرت بیان میکند. پس از بیان آیات این سوره، ایشان وارد بیان و تفسیر سوره توبه میشوند. ابتدای این سوره به بیزاری از کفار، قسمتی از آن مربوط به قتال با مشرکین و اهل کتاب، و قسمت مهمی نیز به موضوع منافقین میپردازد. برخی از مهم ترین بحث های مطرح شده در جلد نهم تفسیر المیزان به شرح زیر است: • خطبه رسول خدا در روز جنگ بدر برای لشکر اسلام • اسامی کفّاری که در جنگ بدر به دست امیرالمؤمنین هلاک شدند • پیروزی در جنگ بدر با امداد غیبی • شش دستور جنگی به سربازان اسلام • روایاتی پیرامون خمس و مستحقان آن • روایاتی پیرامون اسیر گرفتن مشرکین در جنگ بدر • حج اکبر بودن روز عید قربان در روایات شیعه • بیان آیات مربوط به جنگ حنین • حکم حرمت قتال در ماههای حرام چهارگانه • موارد مصرف صدقات واجبه (زکوات) • روایاتی در مورد تقسیم صدقات واجب و مستحقین آن • نگرانی منافقین از برملا شدن توطئه شان • منظور از جهاد با منافقین • شرح حال منافقینی که از پرداخت زکات سرپیچی کردند • نهی از نمازخواندن بر جنازه منافقین و ایستادن در کنار قبر آنان • کسانی که حجم وجوب جهاد از آنها برداشته شده • علت وجوب تبرّی از دشمنان خدا • حال مومنین و منافقین در موقع نزول سوره قرآنی
ترجمۀ تفسیر المیزان ج 9
244بخاطر كينهاى كه با آن حضرت داشتند بر مردم وتير تاختند.
در همان شب از خزاعه، عمرو بن سالم سوار شد و خود را به مدينه رسانيد و ماجرا را در ضمن اشعار1 زير به اطلاع رسول خدا (صلى الله عليه وآله و سلم) رسانيد:
يا رب2 انى ناشد محمدا *** حلف ابينا و ابيه الا تلدا قد كنتم ولدا و كنا والدا *** ثمت أسلمنا فلم ننزع يدا فانصر هداك الله نصرا اعتدا *** و ادع عباد الله ياتوا مددا فيهم رسول الله قد تجردا *** إن سيم خسفا وجهه تربدا فى فيلق كالبحر يجرى مزبدا *** ان قريشا اخلفوك الموعدا و نقضوا ميثاقك المؤكدا *** و جعلوا لى فى كداء رصدا و زعموا أن لست أدعوا احدا *** و هم اذل و اقل عددا هم بيتونا بالوتير هجدا *** و قتلونا ركعا و سجدا3 رسول خدا (صلى الله عليه وآله و سلم) فرمود: اى عمرو بن سالم يارى شدى، پس چيزى نگذشت كه ابر سياهى در آسمان حركت كرد، حضرت فرمود: اين ابر گواهى مىدهد به يارى بنى كعب (و بنا به نسخه سيرة النبى اين ابر استهلال مىكند يعنى مىبارد يا صدا مىكند) آن گاه مردم را فرمان جهاد داد و به آنان نفرمود كجا لشكر مىكشد تا خبر به گوش دشمن نرسد و از خدا خواست تا قريش را از خبر وى بى اطلاع بگذارد تا او بتواند به ناگهانى به سرزمين
- به علت اغلاط زياد در الدر المنثور، اين اشعار از سيره ابن هشام نقل مىشود.
- در الدر المنثور «اللهم» است.
- پروردگارا! من محمد (صلى الله عليه وآله و سلم) را سوگند مىدهم به آن سوگندى كه پدران ما و پدر بزرگوار او به آن سوگند قسم مىخوردند.
(شاعر، رسول خدا و يارانش را خطاب نموده و مىگويد:) آن روزى كه شما فرزند بوديد ما پدر بوديم آن گاه مسلمان شديم و دست از بيعت خود برنداشتيم پس يارى كن يارى مهياتر و آمادهترى (خدا هدايتت كند) و بندگان خدا را بخوان تا به مدد آيند در حالى كه پيغمبر خدا در ميان آنان تنها باشد كه اگر بخواهند ايشان را خوار كنند چهرهاش متغير شده و گرفته مىشود در يك لشكر گرانى كه مانند دريايى كه كف مىكند، جريان داشته و سير مىكند، قريش با تو خلف وعده كردند و معاهده مؤكد ترا شكستند و براى من در كداء كمين كردند و گمان بردند كه من كسى را نخواهم خواند (بيارى نخواهم طلبيد) در حالى كه آنان خوارترند و در شماره كمترند، آنان در وتير بر ما در حالى كه خوابيده بوديم شبيخون زدند و ما را در حالى كه در ركوع و سجده بوديم كشتند.
