اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ترجمۀ تفسیر المیزان ج 8

59٬405

جلد هشتم کتاب تفسیر المیزان، شامل ترجمه و بیان سوره اعراف است که سوره‌ای مکی بوده و در مجموع 206 آیه دارد. در جلد هشتم تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ابتدا با بیان و تفسیر آیات 1 تا 9 سوره اعراف، عنوان میکند که این سوره، در واقع دربرگیرنده مجموع مطالبی است که سوره‌های ابتدا شده به حروف مقطعه «الم» و «ص» مشتمل بر آن است. همچنین، این سوره در مورد عهدی است که خداوند برای پرستش خودش و عدم شریک قرار دادن چیزی دیگر از انسان‌ها گرفته و سیر تاریخی آن و عهدشکنی‌های امت‌ها در طول تاریخ را متذکر میشود. سپس، ایشان به بیان و تفسیر سایر آیات سوره اعراف میپردازد که برخی از مهم ترین موضوعات مطرح شده در آن‌ها به شرح زیر است: • بازگشت تمامی معاصی به تکبّر • تکوینی بودن سجده‌ی ملائکه • خاص بودن کبریا برای پروردگار و نه برای موجوداتی که همه نقص و فقر دارند • عدم توانایی شیطان در گمراه سازی «مخلصین» و «شاکرین» و ویژگی این دو گروه • عدم تعارض تصرّفات شیطانی بر ادراک افراد با استقلال فکری انسان در عمل • بحث عقلی و قرآنی پیرامون گفتگو و بحث ابلیس با ملائکه • دو دسته از روایات پیرامون تصرفات شیطان و چگونگی تصرف او در شعور انسان • مشاجره و گفتگوی دوزخیان با یکدیگر • روایتی از پیامبر در مورد کیفیت مرگ مومن و کافر • روایات پیرامون فاصله زمین و عرش و حاملین عرش • آیات پیرامون بعثت موسی به سوی فرعون مصر • تبدیل شدن عصای موسی به اژدها و بیضاء گشتن دست آن حضرت • روایاتی در مورد داستان حضرت موسی و فرعون و بیان ضعف آن‌ها • عهد شکنی قوم فرعون بعد از برداشته شدن عذابشان • منظور از تکلّم خدا با موسی و چگونگی محقق شدن آن • ماجرای گوساله پرستیدن بنی اسرائیل و رفتار تند موسی با هارون پس از بازگشت و دیدن این اتفاق • روایاتی پیرامون قرار گرفتن گوهی بر بالای سر بنی اسرائیل • معنای ملکوت در قرآن • معنای اسماء حسنی و اسم اعظم • شرح آیاتی پیرامون خلقت انسان از نفس وحده • پناه بردن به خدا از شر شیطان

ترجمۀ تفسیر المیزان ج 8

229
  • مخصوصا جمله‌ ﴿فِي أَرْضِ اَللَّهِ﴾ بطور تلويح مى‌فهماند كه قوم صالح، از آزاد گذاشتن ناقه در چريدن و گردش كردن، اكراه داشتند و گويا اين معنا بر آنان گران مى‌آمده و نمى‌خواستند زير بار آن بروند، لذا توصيه كرده كه از آزادى آن جلوگيرى نكنند، و تهديد فرموده كه اگر آسيبى به آن رسانيده، يا آن را بكشند به عذاب دردناكى دچار مى‌شوند.

  • ﴿وَ اُذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاءَ مِنْ بَعْدِ عَادٍ...﴾ 

  • صالح در اين جمله قوم خود را به تذكر و ياد آوردن نعمت‌هاى خدا دعوت مى‌كند، هم چنان كه هود قوم عاد را به آن دعوت مى‌نمود. و از جمله نعمت‌هايى كه به ياد آنان مى‌آورد اين است كه خداوند آنان را جانشين قوم عاد و ساير امت‌هاى گذشته قرار داده و در زمين مكنتشان داده، و اينك قسمت‌هاى جلگه زمين و همچنين كوهستانى آن را اشغال نموده و در آن خانه و آبادى به وجود آورده‌اند، آن گاه تمامى نعمت‌ها را در جمله‌ ﴿فَاذْكُرُوا آلاَءَ اَللَّهِ﴾ خلاصه مى‌كند، و با به كار بردن لفظ «فاء» كه براى تفريع است، مغايرت آن را با جملات قبل مى‌رساند، و گويا پس از اينكه فرمود: نعمت‌هاى خدا را به ياد بياوريد، و تعدادى از آن نعمت‌ها را بر شمرد، براى بار دوم فرمود: با اين همه نعمت‌ها كه خداوند در دسترس شما قرار داده، جا دارد كه آن نعمت‌ها را به ياد بياوريد.

  • ﴿وَ لاَ تَعْثَوْا فِي اَلْأَرْضِ مُفْسِدِينَ﴾ اين جمله عطف بر جمله «فاذكروا» و لازمه آن است، و ماده «عثى» هم به معناى فساد تفسير شده، و هم به معناى اضطراب و مبالغه آمده است. راغب در مفردات مى‌گويد: «عيث و عثى» با اينكه دو ماده هستند از جهت معنا به هم نزديك هستند، مانند «جذب و جبذ»، چيزى كه هست ماده «عيث» بيشتر در فسادهايى گفته مى‌شود كه محسوس باشد، به خلاف ماده «عثى» كه بيشتر در فسادهاى معنوى و غير حسى به كار برده مى‌شود، مانند آيه‌ ﴿وَ لاَ تَعْثَوْا فِي اَلْأَرْضِ مُفْسِدِينَ﴾1.

  • فقط مستضعفين از قوم صالح (علیه السلام) به وى ايمان آورده بودند

  • ﴿قَالَ اَلْمَلَأُ اَلَّذِينَ اِسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اُسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ...﴾ 

  • جمله‌ ﴿لِلَّذِينَ اُسْتُضْعِفُوا﴾ را با جمله‌ ﴿لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ﴾ تفسير كرد تا دلالت كند بر اينكه مستضعفين از قوم صالح، مؤمنين آن قوم بودند، و خلاصه، تنها مستضعفين به وى ايمان آورده بودند.

  • ﴿فَعَقَرُوا اَلنَّاقَةَ وَ عَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ...﴾ «عقر نخله» به معناى بريدن آن از بيخ است،

    1.  مفردات راغب، ص 33.
/ 0