
ترجمۀ تفسیر المیزان ج 7
جلد هفتم کتاب تفسیر المیزان، شامل ترجمه و بیان سوره انعام است که سورهای مکی بوده و در مجموع 165 آیه دارد. در جلد هفتم تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ابتدا با بیان و تفسیر آیات 1 تا 3 سوره انعام، عنوان میکند که مقصود این سوره، موضوع توحید پروردگار بوده و بیشتر آیاتش استدلالی علیه مشرکین و مخالفین توحید، نبوت و معاد هستند. سپس، ایشان به بیان و تفسیر سایر آیات سوره انعام میپردازد که برخی از مهم ترین موضوعات مطرح شده در آنها به شرح زیر است: • برهانی علیه بت پرستان با استفاده از منطق خودشان • دروغگویی کفّار و تکذیب کنندگان آیات الهی حتی در روز قیامت و تلاش برای بازگشت به دنیا • حشر حیوانات و حشر امثالی چون آسمان ها، زمین، خورشید و ماه و ... • عاجز بودن عقل بشریت از درک برخی حقائق • استغفار و دعای حضرت ابراهیم برای آزر • توهّم عجیب برخی مفسرین در مورد داستانهایی که در قرآن آمده • علت اینکه ابراهیم ستاره ای را «رب» خود خواند • روایاتی پیرامون تولّد، رشد و نمو حضرت ابراهیم در خفا • روایاتی پیرامون جمله «هذا ربی» که حضرت ابراهیم بر زبان آورد • سختی مرگ ظالمان و کسانی که به خدا افتراء بستند • روایاتی پیرامون عدم امکان دیدن خداوند با چشم • دو اشتباه در مورد انتساب هدایت و ضلالت انسان به خدای تعالی • عدم مقابله قضای الهی با اختیار انسان • سوالی که از انسان جاهل در قیامت پرسیده میشود • مقصود از «اوّل المسلمین» بودن پیامبر اسلام • عدم سود داشتن ایمان و عمل در مواقع رو به رو شدن با عذاب الهی یا هنگام مرگ • روایاتی از ادب پیامبرانی چون نوح، ابراهیم، اسماعیل، یعقوب، یوسف، موسی، شعیب، یونس، ایوب و زکریا و ... • عفو و مجازات و معنای جزا و پاداش • اقسام گناه و اقسام عفو و مغفرت
ترجمۀ تفسیر المیزان ج 7
194بر آنان فرستاده خواهد شد. آيه ﴿لِكُلِّ نَبَإٍ مُسْتَقَرٌّ وَ سَوْفَ تَعْلَمُونَ﴾ نيز مؤيد اين معنا است، علاوه بر اينكه خداوند در آيات مشابه آيه مورد بحث، اين امت را صريحا تهديد به عذاب نموده، از آن جمله فرموده است: ﴿وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ فَإِذَا جَاءَ رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ﴾ تا اينكه مىفرمايد ﴿وَ يَسْتَنْبِئُونَكَ أَ حَقٌّ هُوَ قُلْ إِي وَ رَبِّي إِنَّهُ لَحَقٌّ وَ مَا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ...﴾1 و نيز فرموده: ﴿إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ وَ تَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ...﴾2 و نيز فرموده: ﴿فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً﴾ تا اينكه مىفرمايد ﴿وَ لاَ تَكُونُوا مِنَ اَلْمُشْرِكِينَ مِنَ اَلَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كَانُوا شِيَعاً...﴾3.
وجوهى كه در معناى «عذاب از فوق» در آيه شريفه گفته شده است
بعضىها گفتهاند: مراد از «عذاب از فوق»، همانا صيحه و سنگ و باد و طوفان است، نظير عذابى كه به قوم عاد و ثمود و قوم شعيب و لوط رسيد، و مراد از «عذاب از پائين»، خسف است4، نظير خسفى كه قارون را هلاك كرد.
بعضى ديگر گفتهاند: عذاب از فوق همان فشار و شكنجهاى است كه ممكن است از ناحيه ما فوق خود يعنى سلاطين و گردنكشان ببينند، و عذاب از پائين پايشان، ناراحتىهايى است كه ممكن است از ناحيه زير دستان و بردگان خود ببينند.
بعضى ديگر از مفسرين گفتهاند: مراد از فوق و تحت سلاحهاى آتشينى است كه اخيرا بشر آن را اختراع كرده است، از قبيل جتهاى بمبافكن، توپهاى سنگين و مخرب، ضدهوائيها، زيردريايىها و كشتىهاى جنگى و...، چون خداى تعالى است كه در كلام خود مردم را از عذاب بيم مىدهد، و خداى تعالى نسبت به عذابهايى كه بعدها و آينده پيدا مىشود داناتر است.
و ليكن حق مطلب اين است كه لفظ آيه، لفظى است كه قابل انطباق بر همه اين معانى مىباشد، عذابهايى نيز پس از نزول اين آيه بر امت اسلام واقع شده، كه قابل انطباق
- براى هر امتى رسولى است، همين كه رسولشان آمد ميان آنان به عدالت، قضاوت مىشود - تا آنجا كه مىفرمايد - از تو سراغ مىگيرند كه آيا حق است آن؟ بگو آرى به پروردگارم قسم آن حق است و شما نمىتوانيد خدا را عاجز كنيد. - يونس، آيه 47-56.
- به درستى كه اين ملت شما است كه ملت و دين واحدى است، و من پروردگار شمايم، پس بپرستيد مرا. و پاره پاره كردند در ميان خود، امرشان را. - انبياء، آيه 92-97.
- پس راست گردان روى خود را براى دين معتدل - تا آنجا كه فرمود - و از مشركين مباشيد يعنى از كسانى نباشيد كه دين خود را پاره پاره كرده و گروه گروه شدند. - روم، آيه 30-45.
- ناپديد شدن و در زمين فرو رفتن.
