
ترجمۀ تفسیر المیزان ج 6
جلد ششم کتاب تفسیر المیزان، شامل ترجمه و بیان ادامه سوره مائده یعنی آیات 55 تا 120 این سوره است. در جلد ششم تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ابتدا با بیان و تفسیر آیات 55 و 56 سوره مائده، اثبات میکند که این دو آیه در مورد امام علی (علیه السّلام) بوده و به روایت معروف زکات در عین رکوع ایشان اشاره میکند. سپس، علامه طباطبایی به بیان و تفسیر سایر آیات سوره مائده میپردازد که برخی از مهم ترین موضوعات مطرح شده در آنها به شرح زیر است: • معنا و مفهوم اینکه آمده «قرآن، بر طغیان و کفر یهود می افزاید» • بحث روایی در مورد وظیفه علما، دست خدا و ... • علت نگرانی پیامبر از ابلاغ آنچه بر او نازل شد • شرح نزول آیه « یا ایّها الرّسول بلغ ...) و ابلاغ ولایت امام علی در غذیر خم • علت معرفی شدن نصاری به عنوان نزدیک ترین امّت از نظر دوستی به مسلمین • روایاتی پیرامون مسخ شدن برخی اقوام به شکل خوک و میمون • معنای رجس و شیطانی بودن شراب • منظور از تسلّط شیطان بر فکر آدمی و مجسّم شدن او بر فکر بشر • قمار و شراب، وسیله شیطان بر ای تفرقه افکنی میان انسانها • حرمت صید و شکار کردن در حال احرام • منشأ قواعد دین • در چه صورتی تقلید صحیح و عقلانی است • معنای هدایت و ضلالت و اینکه همه راه ها منتهی به خدا میشوند • روایاتی پیرامون خداشناسی و معرفت نفس از راه خودشناسی • پاسخ به این توهم که دین همان عرفان است • روایاتی پیرامون معجزات حضرت عیسی • ادب الهی انباء نسبت به خداوند و نسبت به مردم • روایاتی از ادب پیامبرانی چون نوح، ابراهیم، اسماعیل، یعقوب، یوسف، موسی، شعیب، یونس، ایوب و زکریا و ... • عفو و مجازات و معنای جزا و پاداش • اقسام گناه و اقسام عفو و مغفرت
ترجمۀ تفسیر المیزان ج 6
235خداى تعالى اين آيه را فرو فرستاد و فرمود: من هيچيك اينها را حرام نكردهام، صاحب برهان مىگويد سپس ابن بابويه گفت: اين نيز روايت شده كه بحيره ناقهاى بوده كه پنج شكم بزايد، اگر پنجمش نر مىبود آن را مىكشتند، و زن و مرد از گوشت آن مىخوردند، و اما اگر پنجمى ماده مىبود گوشش را شكاف فراخى داده و گوشت و شيرش را بر زنان حرام مىدانستند، مگر اينكه خود بخود بميرد و مردار شود، كه در آن صورت گوشتش را براى زنان هم تجويز مىكردهاند، و سائبه شترى بوده كه صاحبش عمدا آن را حرام مىكرده به اين معنا كه نذر مىكرده اگر خداوند بهبوديش داد و يا به سلامت به منزلش رسيد شترش را سائبه كند، و وصيله از جنس گوسفندان بوده، اگر گوسفندى هفت شكم و در شكم هفتم نر مىزاييد آن را مىكشتند، و زن و مرد از گوشتش استفاده مىكردند، و اما اگر شكم هفتمش ماده مىبود آن را در بين گوسفندان رها مىكردند. و اگر دوقلو، يكى نر و يكى ماده مىزاييد مىگفتند: با برادرش وصل كرد، از اين جهت آن را نمىكشتند و گوشتش را بر زنان حرام مىدانستند، مگر اينكه بميرد كه در آن صورت بر مرد و زن حلالش مىدانستند.
و حام شتر نرى بوده كه آن را بر شتران ماده مىجهانيدند، چنين شترى اگر آن قدر عمر مىكرد كه بر فرزند زاده خود هم مىجهيد مىگفتند پشتش محترم شد، ديگر بر آن سوار نبايد شد. و نيز مرحوم صدوق فرمود: گاهى اين معنا هم در روايات بچشم مىخورد كه حام عبارت از شترى بوده كه ده شكم نتاج دهد در آن صورت مىگفتند: «قد حمى ظهره» يعنى پشتش محترم شد، و بر آن سوار نبايد شد، و از آب و علفش دريغ نبايد داشت1.
مؤلف: روايات ديگرى از طريق شيعه و سنى در معانى اين چهار اسم يعنى بحيره و سائبه و وصيله و حام هست كه بعضى از آنها در بيانى كه قبل از اين بحث روايتى گذشت با كلام صاحب مجمع البيان و از او نقل و ايراد گرديد.
و آنچه از معانى اين چهار اسم يقينى و مسلم است - و بطورى كه ديديد اختلافى در آن نيست - اين است كه اين چهار صنف از انعام در جاهليت يك نوع آزادى بر ايشان بوده، و احكامى مناسب اين آزادى بر ايشان جعل مىكردهاند، مانند حرمت سوار شدن بر پشت آنها، حرمت گوشت و شيرشان، آزاد گذاردنشان در آب و علف، و امثال اينها، و نيز مسلم است كه وصيله از جنس گوسفند بوده، و ما بقى از جنس شتر.
در مجمع البيان است كه ابن عباس از رسول الله (صلى الله عليه وآله و سلم) روايت كرده كه
- تفسير البرهان، ج1، ص506، ح 1.
