
ترجمۀ تفسیر المیزان ج 5
جلد پنجم کتاب تفسیر المیزان، شامل ترجمه و بیان آیات 77 تا 135 سوره نساء و آیات 1 تا 54 سوره مائده است. در جلد پنجم تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ابتدا با بیان و تفسیر آیات 77 تا 80 سوره نساء، به بررسی این آیات در رابطه با افرادی میپردازد که به حکم جنگ و قصاص پروردگار معترض بودند و میگفتند، چرا خداوند جنگ را بر آنها واجب گردانید. سپس، ایشان به بیان و تفسیر سایر آیات سوره نساء و آیات 1 تا 54 سوره مائده میپردازد که برخی از مهم ترین موضوعات مطرح شده در آنها به شرح زیر است: • نهی در شفاعت و وساطت در کارهای بد و برای منافقین • حکم قتل خطائی و قتل عمد و بحث روایی در مورد آن • توبیخ کسانی که در سایه مشرکین ماندند و مهاجرت نکردند • نماز خوف و حکم نماز مسافر • نهی پیامبر از حمایت و دفاع از خائنین • آیات مربوط به ازدواج، مسائل بین زن و شوهر و تعداد ازدواجها • عفو نمودن و چشم پوشی کردن از انتقام گرفتن • بحث روایی پیرامون نزول حضرت عیسی در زمان ظهور حضرت مهدی • آیه پیرامون ولایت امام علی در روز غدیر خم • بررسی مسئله مجاز بودن کشتن حیوانات درحالیکه عاطفه و رحم آن را نمیپذیرد • دستور تیمّم و مقدار لازم در مسح دست • بحث تاریخی پیرامون پیدایش و سیر علوم عقلیّه در بین مسلمین • منظور از مراحبه با خدا و پیامبر و حکم آن • واکنش پیامبر پس از اینکه مردم دعوت او را به اسلام قبول نکردند • بیماری دل و مرض قلب و تشابه آنها به منافقین • شباهتهای بیماری قلبی و دلی با بیماریهای جسمانی • روایتی از رسول خدا و امام صادق پیرامون احوال و اوضاع مردم در آخرالزّمان • قوانین ارث در عصر فعلی • مواردی که قابل توبه نیستند • آیاتی پیرامون ازدواج های ممنوعه
ترجمۀ تفسیر المیزان ج 5
169مشتبه شده، زيرا هم ثواب و پاداشهاى مادى و دنيوى نزد خدا است و هم پاداشهاى اخروى و با اين حال چرا كوتهنظرى مىكنند و نظر خود را به آنچه پست و بى مقدار است مىدوزند و آنچه شريفتر و ارزشمندتر است نمىخواهند و حد اقل چرا هر دو نوع پاداش را نمىخواهند.
اين معنايى است كه بعضى از مفسرين براى آيه كردهاند، ليكن به نظر ما آنچه روشنتر از آيه فهميده مىشود اين است كه - و خدا داناتر است - مراد از ثواب دنيا و آخرت، سعادت دنيا و آخرت با هم باشد و سعادت دنيا و آخرت با هم تنها نزد خدا است، پس بنده خدا بايد به درگاه او تقرب بجويد، حتى آن هم كه سعادت دنيا و پاداش مادى را در نظر دارد بايد از خداى تعالى بخواهد.
چون سعادت دنيا و آخرت از غير مسير تقوا براى انسان حاصل نمىشود و تقوا هم جز از طريق عمل به احكام دين او حاصل نمىگردد، پس دين نيست مگر سعادت حقيقى بشر و با اين حال ديگر چگونه تصور دارد كه كسى جز از طريق افاضه خداوندى به ثوابى و پاداشى برسد؟ با اينكه تنها او سميع و بصير است، از حاجت خلق با خبر و بينا و دعاى آنان را شنوا است.
بحث روايتى (در ذيل آيات مربوط به احكام ارث و زنان و زناشويى و چند همسرى...)
در تفسير در المنثور است كه ابن جرير و ابن منذر از سعيد بن جبير روايت كردهاند كه گفت: در جاهليت رسم بر اين بود كه از بازماندگان ميت كسى ارث نمىبرد مگر مردى كه به حد بلوغ رسيده باشد و بتواند مال ميت را سرپرستى نموده، در آن عمل كند (بطورى كه از بهره آن، عائله ميت اداره شود) و اما اطفال و همسر ميت هيچ ارثى نمىبردند، اين رسم در اسلام هم ادامه يافت تا آنكه آيات سوره نساء كه مربوط به مواريث است نازل شد و اين بر مردم گران آمد، گفتند: آخر بچه صغير كه نمىتواند و نمىداند در مال دخل و تصرفى كند چرا ارث ببرد و همسر ميت نيز همين طور، آيا اينها كه هيچ كارى از آنان ساخته نيست با مردى كه همه امور اموال ميت را اداره مىكند فرق ندارند؟ و در اين انتظار بودند كه حادثهاى آسمانى رخ دهد يعنى آيهاى ديگر نازل شود و حكم مزبور را نسخ كند ولى وقتى ديدند خبرى نشد با خود گفتند: اگر اين قانون بماند چاره چيست؟ چارهاى جز اين نيست كه آن را بپذيريم، آن گاه گفتند: خوب است از رسول خدا (صلى الله عليه وآله و سلم) بپرسيم، در پاسخشان آيه زير نازل شد: ﴿وَ يَسْتَفْتُونَكَ فِي اَلنِّسَاءِ قُلِ اَللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ وَ مَا يُتْلىَ عَلَيْكُمْ فِي اَلْكِتَابِ﴾ يعنى در اول همين سوره ﴿فِي
