اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ترجمۀ تفسیر المیزان ج 4

0

جلد چهارم کتاب تفسیر المیزان، شامل ترجمه و بیان آیات 121 تا 200 سوره آل عمران و آیات 1 تا 76 سوره نساء است. در جلد چهارم تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ابتدا با بیان و تفسیر آیات 121 تا 129 سوره آل عمران، عنوان میکند که از این قسمت به بعد، این سوره، سیاق دیگری را در پی گرفته، و همانند آیات ابتدایی اش، مومنین را به موقعیت و شرایط دشواری هشدار داده میدهد. سپس، ایشان به بیان و تفسیر سایر آیات سوره آل عمران و در نهایت نیز آیاتی از سوره نساء میپردازد که برخی از مهم ترین موضوعات مطرح شده در آن به شرح زیر است: • بحث روایتی پیرامون جنگ احد و انواع آیاتی که برای آن نازل شده • بحث روایی پیرامون مغفرت الهی و توبه‌ی گنهکاران • تفاوت امتحان و آزمون الهی با آزمون و خطای انسان‌ها • کشیده شدن انسان به سوی گناهی دیگر در اثر انجام گناه • معنی و مفهوم عفو و مغفرت در قرآن • آیا انسان در زمان فعلی با احکام قرآن میتواند به سعادت برسد؟ • عمر انسان فعلی و انسان‌های اولیه • مستقل بودن وجود انسان و عدم تحوّل و تکامل از موجودی دیگر • کیفیت دعوت اسلام از انسان‌ها • پاسخ افرادی که اسلام را دین شمشیر و زور میدانند • وضع ملل و اقوام دیگر در دوران جاهلیت • تعلق داشتن تمام اموال دنیا به تمام مردم • نکاح و ازدواج یکی از اهداف طبیعت • تعدد ازدواج، اشکالات برخی به آن و پاسخ آن ها • انطباق حکم ارث در اسلام با احکام تکوینی و خارجی • تاریخ پیدایش ارث بردن و تحول تدریجی آن • محروم شدن زنان و فرزندان کوچک از ارث در بین امت های متمدن و راهکار اسلام برای آن • قوانین ارث در عصر فعلی • مواردی که قابل توبه نیستند • آیاتی پیرامون ازدواج های ممنوعه

ترجمۀ تفسیر المیزان ج 4

59
  • وصفى براى او ملكه‌اى شده كه هرگز از او جدا نمى‌شود، پس فرق است بين كلمات آنها كه «شرك ورزيدند» و آنها كه «صبر كردند» و آنها كه «ظلم كردند» و آنها كه «تعدى نمودند»، با كلمات «المشركين»، «الصابرين»، «الظالمين»، «المعتدين»، «الشاكرين»، كه دسته اول تنها دلالت دارد بر اينكه كارها از آنان سر زده، ولى دسته دوم دلالت دارد بر اينكه اين كارها صدورش عادت و صفت هميشگى آنان شده، پس كلمه «شاكرين» در جمله مورد بحث به معناى كسانى است كه در باطن داراى صفت شكر هستند، و اين فضيلت در آنان استقرار يافته، و ما قبلا هم گفتيم و روشن كرديم كه شكر مطلق عبارت است از اينكه بنده بياد هيچ نعمتى نيفتد مگر آنكه خدا را هم با آن ياد آورد، و با هيچ چيزى تماس نگيرد كه نعمتى از نعمتها باشد، مگر آنكه خداى تعالى را در آن اطاعت كند.

  • شكر تمام نمى‌شود مگر با اخلاص‌

  • پس روشن گرديد كه شكر تمام نمى‌شود مگر با اخلاص، يعنى خلوص شكر براى خدا، هم از حيث علم، و هم از نظر عمل، پس شاكران عبارتند از مخلصين براى خدا، آن كسانى كه شيطان را طمعى در آنان نباشد.

  • اين حقيقت از سخنى كه خداى تعالى از ابليس حكايت كرده كاملا روشن مى‌گردد، و اين سخن در چند جا به عباراتى مختلف آمده، از آن جمله گفته است: ﴿فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ اَلْمُخْلَصِينَ﴾1.

  • و نيز گفته: ﴿رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي اَلْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ اَلْمُخْلَصِينَ﴾2، كه در اين دو آيه از اغواى كلى خود احدى به جز مخلصين را استثنا نكرد، و خداى تعالى هم گفتار او را امضا نموده رد نكرد، و در جاى ديگر حكايت فرموده كه گفت: ﴿فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ اَلْمُسْتَقِيمَ ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمَانِهِمْ وَ عَنْ شَمَائِلِهِمْ وَ لاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ﴾3 كه در اين آيه جمله‌ ﴿لاَ تَجِدُ﴾ به منزله استثنا ﴿إِلاَّ عِبَادَكَ﴾ در آيه قبل است، و كلمه «شاكرين» به جاى كلمه: «مخلصين» در آيه قبل است، و اين نيست مگر به خاطر اينكه شاكرين همان مخلصينند كه شيطان در آنها بهره‌اى

    1. به عزتت سوگند كه همه آنان را گمراه خواهم كرد، مگر بعضى از بندگانت كه مخلص باشند.
      «ص آيه: 83».
    2. «حجر آيه: 40» .
    3. به خاطر اينكه مرا گمراه كردى بر سر راه مستقيمى كه تو براى بشر ترسيم نموده‌اى مى‌نشينم، آن گاه از پيش رو و پشت سر و راست و چپشان سر وقتشان مى‌آيم، بطورى كه اكثرشان را شاكر نيابى.
      «اعراف آيه: 17» .