
ترجمۀ تفسیر المیزان ج 2
جلد دوم کتاب تفسیر المیزان، شامل ترجمه و بیان آیات 183 تا 286 سوره بقره و در ادامهی جلد قبلی نگاشته شده است. در جلد دوم تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ابتدا به بیان و تفسیر آیات 183 تا 185 سوره بقره که در مورد روزه اند، میپردازد چرا که معتقد است این سه آیه باهم نازل شده اند. سپس، با بررسی کلماتی که در این آیهها آمدهاند، تسهیل امر روزه برای مؤمنین را شرح میدهد. پس از بیان مباحثی پیرامون روزه از همچون کیفیت روزه در ادیان و اقوام دیگر، ایشان وارد بیان و تفسیر آیات 186 تا 286 سوره بقره میشوند. تفسیری که مهم ترین موضوعات پوشش داده شده در آن به شرح زیر خواهد بود: • استحباب روزه در عاشورا و نقش بنی امیه در ابداع آن • روزه بر مسافر و مریض • هدف از نازل شدن قرآن در ماه رمضان و تدریجی یا دفعی بودن آن • نبی بودن و نماز خواندن پیامبر حتی پیش از اسلام • کیفیت روزه گرفتن پیامبر اسلام • شرایط استجابت دعا از نظر امام صادق • ماه های قمری و نقش مهم آنها در تنظیم امورات زندگی • خلقت بشر و فرضیههای غلط پیرامون تکامل بشر • گوناگونی علمی و ادراکی انسانها • راههای اعمال قانون در جامعه • نخستین کتاب آسمانی و الهی بر روی زمین • مقصود از وجود انسان شرور در دنیا • جایگاه تفکر و تحقیق و تقلید و اطاعت در دین • جایگاه درک و شعور انسان از نظر ابن سینا • احکام طلاق، عده و شیر دادن زن مطلقه به فرزند خود • تعلق گرفتن فرزند به پدر یا مادر از نظر قرآن • وضعیت زندگی زنان در ملت های عقب افتاده و امتهای پیشرفته قبل از اسلام • تکلم خداوند • بررسی امکان یا عدم امکان جنزدگی و یا تسلط یافتن شیطان بر عقل انسان • احکام قرض و رهن و مسئله ربا • حق خدا بر بندگان و حق بندگان بر خدا • اولین وظیفه مومنین بعد از ایمان آوردن
ترجمۀ تفسیر المیزان ج 2
243و نيز فرموده: ﴿يَسْئَلُونَكَ مَا ذَا يُنْفِقُونَ قُلِ اَلْعَفْوَ﴾1.
بحث روايتى (در ذيل آيه شريفه مذكوره و شان نزول آن)
در در المنثور از ابن عباس روايت كرده كه گفت: من هيچ مردمى نديدم كه بهتر از اصحاب محمد (صلى الله عليه وآله و سلم) باشند، چه به جز سيزده مساله از او نپرسيدند، تا آن جناب از دنيا رفت، و همه آن سؤالات در قرآن هست، از آن جمله است آيه: ﴿يَسْئَلُونَكَ عَنِ اَلْخَمْرِ وَ اَلْمَيْسِرِ﴾، و ﴿يَسْئَلُونَكَ عَنِ اَلشَّهْرِ اَلْحَرَامِ﴾، و ﴿يَسْئَلُونَكَ عَنِ اَلْيَتَامىَ﴾، و ﴿يَسْئَلُونَكَ عَنِ اَلْمَحِيضِ﴾، و ﴿يَسْئَلُونَكَ عَنِ اَلْأَنْفَالِ﴾، و ﴿يَسْئَلُونَكَ مَا ذَا يُنْفِقُونَ﴾، و خلاصه از آن جناب نپرسيدند مگر چيزى را كه به حالشان سود داشت.2
در مجمع البيان در ذيل آيه نامبرده گفته است: در باره عمرو بن جموح - كه پير مردى سالخورده و ثروتمند بود - نازل شده، كه پرسيد: يا رسول الله به چه چيز صدقه دهم، و به چه كسى دهم؟ خداى تعالى در پاسخ اين آيه را فرستاد.3
مؤلف: اين حديث را در در المنثور از ابن منذر از ابن حيان روايت كرده، و گفتند: ايشان روايت را ضعيف دانستهاند، ولى ما مىگوئيم علاوه بر آن با مضمون آيه هم منطبق نيست، چون در آيه تنها يك سؤال آمده آنهم سؤال از اينكه چه چيز انفاق كنند، و سخنى از اينكه به چه كسى انفاق كنند نيامده.4
و نظير اين روايت در عدم انطباق با آيه روايتى است كه باز در المنثور از ابن جرير، و ابن منذر، از ابن جريح آورده كه گفت: مؤمنين از رسول خدای (صلى الله عليه وآله و سلم) پرسيدند اموال خود را به چه مصرفى برسانند؟ اين آيه نازل شد، كه ﴿يَسْئَلُونَكَ مَا ذَا يُنْفِقُونَ قُلْ مَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ﴾، و اين آيه مربوط به صدقات مستحبى است و زكات غير اينها است.
باز نظير آن در ضعف و عدم انطباق با آيه روايتى است كه در الدر المنثور از سدى نقل كرده كه گفت: روزى كه آيه نازل شد هنوز زكات واجب نشده بود و اين آيه مربوط به مخارجى است
- مىپرسند چه انفاق كنند بگو ما زاد را. «بقره، آيه 219»
- در المنثور، ج 1، ص 244
- مجمع البيان، ج 2، ص 39
- در المنثور، ج 1، ص 253
