اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ترجمۀ تفسیر المیزان ج 1

0

جلد اول کتاب تفسیر المیزان، شامل ترجمه و بیان سوره حمد و آیات 1 تا 183 سوره بقره است. در جلد اول تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ابتدا انواع روش‌های تفسیر قرآن از گذشته تا به امروز، از جمله روش تفسیر مفسرین، روش تفسیر محدثین، روش متکلمین و روش فلاسفه، را بیان میکنند. سپس، با معرفی ویژگی تفسیر المیزان، وارد بیان و تفسیر سوره حمد و سپس آیات 1 تا 183 سوره بقره میشوند. از جمله موضوعات مهمی که در این جلد به آن پرداخته شده عبارت اند از: • روایتی از پیامبر در مورد فضائل سوره حمد • جریان سوفسطائیها و شکاکها که علم را قبول نداشتند • روایتی از امام صادق پیرامون انواع کفر • اعجاز قرآن و عمومیت آن بر تمام انس و جن • استدلال وجود دو عالم و عوالم برزخ و قیامت بر اساس آیات • ماجرای دو بار مردن و زنده شدن انسان توسط خدا • کافر بودن ابلیس پیش از خلقت انسان • اطلاع ملائکه از فساد و خونریزی انسان‌ها در زمین پیش از اینکه انسانی خلق بشود • چگونگی دسترسی پیدا کردن شیطان به آدم و حوا در بهشت • چگونگی بیرون شدن آدم و حوا از بهشت بر اساس روایتی از امام صادق • علوم پنج گانه مخفی در دنیا • آیاتی که منسوخ اند و صرفا برای زمان خاصی نازل شده اند • بحث روایی پیرامون هجرت حضرت ابراهیم به مکه و بنا نهادن کعبه • احادیث و اخباری پیرامون ماهیت و منشا سنگ حجرالاسود • اشاره قرآن به فتح مکه با توجه به تغییر قبله • شرح حال مرده در قبر و سوال پرسیدن های نکیر و منکر از وی • بحث های روایتی پیرامون عفو، قصاص و دیه، قصاص و اعدام در زمان فعلی • حکم وصیت کردن در قرآن و روایات پیرامون آن

ترجمۀ تفسیر المیزان ج 1

249
  • اين است كه شافع مولا را وادار كند بر اينكه بر خلاف آنچه خودش در اول اراده كرده، و بدان حكم نموده كارى را صورت دهد، و يا كارى را ترك كند، و چنين شفاعتى صورت نمى‌گيرد، مگر آنكه مولا بخاطر شفيع از اراده خود دست برداشته، آن را نسخ كند. 

  • و مولاى عادل هرگز چنين كارى نمی‌کند، و حاكم عادل هرگز دچار اينگونه تزلزل نمی‌شود، مگر آنكه اطلاعات تازه‌ترى پيدا كند، و بفهمد كه اراده و حكم اولش خطا بوده، آن گاه بر خلاف حكم اولش حكمى كند، و يا بر خلاف رويه اولش روشى پيش بگيرد. 

  • بلكه اگر حاكمى مستبد و ظالم باشد، او شفاعت افراد مقرب درگاه خود را مى‌پذيرد، چون دل بدست آوردن از شفيع در نظر او مهم‌تر از رعايت عدالت است، و لذا با علم به اينكه قبول شفاعت او ظلم است، و عدالت در خلاف آنست، مع ذلك عدالت را زير پا مى‌گذارد، و شفاعت او را مى‌پذيرد، و از آنجايى كه هم خطاى حكم، و هم ترجيح ظلم بر عدالت، از خداى تعالى محال است، بخاطر اينكه اراده خدا بر طبق علم است، و علم او ازلى و لا يتغير است، لذا قبول شفاعت هم از او محال است. 

  • جواب اين اشكال اين است كه قبول شفاعت از خداى تعالى نه از باب تغير اراده او است، و نه از باب خطا و دگرگونى حكم سابق او، بلكه از باب دگرگونى در مراد و معلوم اوست، توضيح اينكه خداى سبحان می‌داند كه مثلا فلان انسان بزودى حالات مختلفى بخود مى‌گيرد، در فلان زمان حالى دارد، چون اسباب و شرائطى دست بدست هم می‌دهند، و در او آن حال را پديد مى‌آورند، خدا هم در آن حال در باره او اراده‌اى مى‌كند، سپس در زمانى ديگر حال ديگرى بر خلاف حال اول بخود مى‌گيرد، چون اسباب و شرائط ديگرى پيش مى‌آيد، لذا خدا هم، در حال دوم اراده‌اى ديگر در باره او مى‌كند، ﴿كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ﴾، خدا در هر روزى شانى و كارى دارد1، هم چنان كه خودش فرموده: (﴿يَمْحُوا اَللَّهُ مَا يَشَاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ اَلْكِتَابِ﴾، هر چه را بخواهد محو، و هر چه را بخواهد اثبات مى‌كند، و نزد او است ام الكتاب)،2 و نيز فرموده: (﴿بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ﴾، بلكه دست‌هاى او باز است، هر جور بخواهد انفاق مى‌كند)3

  • مثالى كه مطلب را روشن‌تر سازد، اين است كه ما می‌دانيم كه هوا بزودى تاريك می‌شود، و ديگر چشم ما جايى را نمى‌بيند، با اينكه احتياج بديدن داريم، و اين را می‌دانيم كه دنبال اين تاريكى دو باره آفتاب طلوع مى‌كند، و هوا روشن می‌شود، لا جرم اراده ما تعلق مى‌گيرد، به اينكه هنگام روى آوردن شب، چراغ را روشن كنيم، و بعد از تمام شدن شب آن را خاموش سازيم، آيا در اين مثل، 

    1. الرحمن، آيه 29.
    2. رعد، آيه 39.
    3. مائده، آيه 64.