اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ترجمۀ تفسیر المیزان ج 1

0

جلد اول کتاب تفسیر المیزان، شامل ترجمه و بیان سوره حمد و آیات 1 تا 183 سوره بقره است. در جلد اول تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ابتدا انواع روش‌های تفسیر قرآن از گذشته تا به امروز، از جمله روش تفسیر مفسرین، روش تفسیر محدثین، روش متکلمین و روش فلاسفه، را بیان میکنند. سپس، با معرفی ویژگی تفسیر المیزان، وارد بیان و تفسیر سوره حمد و سپس آیات 1 تا 183 سوره بقره میشوند. از جمله موضوعات مهمی که در این جلد به آن پرداخته شده عبارت اند از: • روایتی از پیامبر در مورد فضائل سوره حمد • جریان سوفسطائیها و شکاکها که علم را قبول نداشتند • روایتی از امام صادق پیرامون انواع کفر • اعجاز قرآن و عمومیت آن بر تمام انس و جن • استدلال وجود دو عالم و عوالم برزخ و قیامت بر اساس آیات • ماجرای دو بار مردن و زنده شدن انسان توسط خدا • کافر بودن ابلیس پیش از خلقت انسان • اطلاع ملائکه از فساد و خونریزی انسان‌ها در زمین پیش از اینکه انسانی خلق بشود • چگونگی دسترسی پیدا کردن شیطان به آدم و حوا در بهشت • چگونگی بیرون شدن آدم و حوا از بهشت بر اساس روایتی از امام صادق • علوم پنج گانه مخفی در دنیا • آیاتی که منسوخ اند و صرفا برای زمان خاصی نازل شده اند • بحث روایی پیرامون هجرت حضرت ابراهیم به مکه و بنا نهادن کعبه • احادیث و اخباری پیرامون ماهیت و منشا سنگ حجرالاسود • اشاره قرآن به فتح مکه با توجه به تغییر قبله • شرح حال مرده در قبر و سوال پرسیدن های نکیر و منکر از وی • بحث های روایتی پیرامون عفو، قصاص و دیه، قصاص و اعدام در زمان فعلی • حکم وصیت کردن در قرآن و روایات پیرامون آن

ترجمۀ تفسیر المیزان ج 1

168
  • بعد از آنچه گفته شد مى‌گوييم: اينكه هستى هر چيزى محتاج بعلت است، و در جاى خود مسلم شده، جهتش اين است كه وجود (كه مناط جعل است)، وجود امكانى است، يعنى بحسب حقيقت صرف رابط است، و از خود استقلالى ندارد، و لذا ما دام كه اين رابط و غير مستقل سلسله‌اش بوجودى مستقل بالذات منتهى نشود، سلسله فقر و فاقه نيز منقطع نمى‌گردد، و هم چنان هر حلقه‌اش بحلقه‌اى ديگر، تا علت آن باشد. 

  • از اينجا اين معنا نتيجه‌گيرى می‌شود، كه اولاً صرف اينكه يك معلول مستند بعلت خود باشد، باعث نمی‌شود كه از علتى واجب الوجود بى نياز شود، چون گفتيم تمامى موجودات يعنى علت و معلول‌هاى مسلسل، محتاجند بعلتى واجب، و گر نه اين سلسله و اين رشته پايان نمى‌پذيرد. 

  • و ثانياً اين احتياج از آنجا كه از حيث وجود است، لا جرم احتياج در وجود با حفظ تمامى خصوصيات وجودى، و ارتباطش با علل و شرائط زمانى و مكانى و غيره، خواهد بود. 

  • پس با اين بيان دو مطلب روشن گرديد، اول اينكه همانطور كه خود انسان مانند ساير ذوات طبيعى، وجودش مستند باراده الهى است، همچنين افعالش نيز مانند افعال ساير موجودات طبيعى، مستند الوجود باراده الهى است، پس اينكه معتزله گفته‌اند: كه وجود افعال بشر مرتبط و مستند بخداى سبحان نيست، از اساس باطل و ساقط است. 

  • و اين استناد از آنجا كه استنادى وجودى است، لا جرم تمامى خصوصيات وجودى كه در معلول هست، در اين استناد دخيلند، پس هر معلول با حد وجودى كه دارد، مستند بعلت خويش است، در نتيجه همانطور كه يك فرد از انسان با تمامى حدود وجوديش، از پدر، و مادر، و زمان، و مكان، و شكل، و اندازه، كمى، و كيفى، و ساير عوامل ماديش، مستند بعلت اولى است، همچنين فعل انسان هم با تمامى خصوصيات وجوديش مستند بهمان علت اولى است. 

  • بنا بر اين فعل آدمى اگر مثلا بعلت اولى و اراده ازلى و واجب او، منسوب شود، باعث نمی‌شود كه اراده خود انسان در تاثيرش باطل گردد، و بگوئيم: كه اراده او هيچ اثرى در فعلش ندارد، براى اينكه اراده واجبه علت اولى، تعلق گرفته است به اينكه فعل نامبرده از انسان نامبرده با اراده و اختيارش صادر شود، و با اين حال اگر اين فعل در حال صدورش بدون اراده و اختيار فاعل صادر شود، لازم مى‌آيد كه اراده ازلى خداى تعالى از مرادش تخلف بپذيرد، و اين محال است. 

  • پس اين نظريه جبرى مذهبان از اشاعره كه گفته‌اند: تعلق اراده الهى بافعال ارادى انسان باعث می‌شود كه اراده خود انسان از تاثير بيفتد، كاملا فاسد و بى پايه است، پس حق مطلب و آن مطلبى كه سزاوار تصديق است، اين است كه افعال انسانى يك نسبتى با خود آدمى دارد، و نسبتى