
ترجمۀ تفسیر المیزان ج 1
جلد اول کتاب تفسیر المیزان، شامل ترجمه و بیان سوره حمد و آیات 1 تا 183 سوره بقره است. در جلد اول تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ابتدا انواع روشهای تفسیر قرآن از گذشته تا به امروز، از جمله روش تفسیر مفسرین، روش تفسیر محدثین، روش متکلمین و روش فلاسفه، را بیان میکنند. سپس، با معرفی ویژگی تفسیر المیزان، وارد بیان و تفسیر سوره حمد و سپس آیات 1 تا 183 سوره بقره میشوند. از جمله موضوعات مهمی که در این جلد به آن پرداخته شده عبارت اند از: • روایتی از پیامبر در مورد فضائل سوره حمد • جریان سوفسطائیها و شکاکها که علم را قبول نداشتند • روایتی از امام صادق پیرامون انواع کفر • اعجاز قرآن و عمومیت آن بر تمام انس و جن • استدلال وجود دو عالم و عوالم برزخ و قیامت بر اساس آیات • ماجرای دو بار مردن و زنده شدن انسان توسط خدا • کافر بودن ابلیس پیش از خلقت انسان • اطلاع ملائکه از فساد و خونریزی انسانها در زمین پیش از اینکه انسانی خلق بشود • چگونگی دسترسی پیدا کردن شیطان به آدم و حوا در بهشت • چگونگی بیرون شدن آدم و حوا از بهشت بر اساس روایتی از امام صادق • علوم پنج گانه مخفی در دنیا • آیاتی که منسوخ اند و صرفا برای زمان خاصی نازل شده اند • بحث روایی پیرامون هجرت حضرت ابراهیم به مکه و بنا نهادن کعبه • احادیث و اخباری پیرامون ماهیت و منشا سنگ حجرالاسود • اشاره قرآن به فتح مکه با توجه به تغییر قبله • شرح حال مرده در قبر و سوال پرسیدن های نکیر و منکر از وی • بحث های روایتی پیرامون عفو، قصاص و دیه، قصاص و اعدام در زمان فعلی • حکم وصیت کردن در قرآن و روایات پیرامون آن
ترجمۀ تفسیر المیزان ج 1
142شمرده، مىفرمايد: (ايشان را گمراه مىكند)، (و از نور بسوى ظلمتها بيرون مىبرد)، (و بر دلهاشان مهر مىزند)، (و بر گوش و چشمشان پرده مىافكند)، (و رويشان را بعقب بر مىگرداند)، (و بر گردنهاشان غلها مىافكند)، (غلهايشان را طورى بگردن مىاندازد كه ديگر نمیتوانند رو بدين سو و آن سو كنند)، (از پيش رو و از پشت سرشان سدى و راهبندى مىگذارد، تا راه پس و پيش نداشته باشند)، (شيطانها را قرين و دمساز آنان مىكند)، (تا گمراهشان كنند، بطورى كه از گمراهيشان خرسند باشند، و به پندارند كه راه همان است كه ايشان دارند)، (و شيطانها كارهاى زشت و بى ثمر آنان را در نظرشان زينت میدهند)، (و شيطانها سرپرست ايشان مىگردند)، (خداوند ايشان را از طريقى كه خودشان هم نفهمند استدراج مىكند، يعنى سر گرم لذائذ و زينتهاى ظاهرى دنياشان میسازد، تا از اصلاح خود غافل بمانند)، (و بهمين منظور ايشان را مهلت میدهد كه كيد خدا بس متين است) (و با ايشان نيرنگ مىكند)، (آنان را بادامه طغيان وا میدارد، تا بكلى سرگردان شوند).
اينها پارهاى از اوصافى بود كه خدا در قرآن كريمش از آن دو طائفه نام برده است، و از ظاهر آن بر مىآيد كه انسان در ما وراى زندگى اين دنيا حيات ديگرى قرين سعادت و يا شقاوت دارد، كه آن زندگى نيز اصولى و شاخههايى دارد، كه وسيله زندگى اويند، و انسان بزودى يعنى هنگامى كه همه سببها از كار افتاد، و حجاب برداشته شد، مشرف بان زندگى میشود، و بدان آگاه مىگردد.
حيات و زندگى سه گانه انسان و تاثر زندگى متاخر از زندگى متقدم
و نيز از كلام خداى تعالى بر مىآيد كه براى آدميان حياة و زندگى ديگرى قبل از زندگى دنيا بوده، كه هر يك از اين سه زندگى از زندگى قبليش الگو مىگيرد، واضحتر اينكه انسان قبل از زندگى دنيا زندگى ديگرى داشته، و بعد از آن نيز زندگى ديگرى خواهد داشت، و زندگى سومش تابع حكم زندگى دوم او، و زندگى دومش تابع حكم زندگى اولش است، پس انسانى كه در دنيا است در بين دو زندگى قرار دارد، يكى سابق، و يكى لا حق، اين آن معنايى است كه از ظاهر قرآن استفاده میشود.
و لكن بسيارى از مفسرين، آياتى را كه متعرض زندگى اول انسان است حمل بر زبان حال و اقتضاى استعداد كردهاند، هم چنان كه آياتى را كه متعرض زندگى لا حق بشر است، حمل بر نوعى مجاز و استعاره كردهاند، (اينجا دقت بفرمائيد).
استشهاد به چند آيه براى اثبات تبعيت حكم حيات اخروى از حيات دنيوى
اما ظواهر بسيارى از آيات اين حمل آقايان را تخطئه مىكند، اما قسم اول كه عبارتند از آيات ذر و ميثاق، بزودى هر يك در مورد خودش خواهد آمد، كه خدا از بشر قبل از آنكه بدنيا بيايد، پيمانهايى گرفته، و معلوم میشود كه قبل از زندگى دنيا يك نحوه زندگى داشته است.
