
عنوان بصری ج5
حقیقت عبودیت
شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»
عنوان بصری ج5
234یعنی وقتی به نفس خود مینگرد، تعلّقی نسبت به این مال احساس نکند؛ نهاینکه ملکیّتی نباشد، بلکه ملکیّت را ملکیّت خدا بداند و خود را در این تصرّف، مستقل و مستغنی نداند، بلکه وکیل بداند؛ گرچه ممکن است کیفیّت تصرّف تفاوتی نکند ـ که البتّه عرض خواهیم کرد که تفاوت میکند ـ ولی صحبت در این است که یک وقت انسان بین خود و متعلّقات و مُتملّکات خود بهنحوی رابطه برقرار میکند که دیگر هیچ روزنهای برای تغییر و تبدّل بهوجود نمیآورد و جلوی تمام روزنهها و آنچه را قابل نفوذ است، سد میکند و میبندد و از درون خود، بین خود و متملّکاتش دیواری قرار میدهد و دیگران را از نفوذ در این حیطه منع میکند؛ ولی یک وقت بین خود و مایتملّک خود، ارتباط و تعلّقی میبیند ولی آن تعلّق، یک تعلّق تام نیست که همۀ روزنهها را ببندد و جای نفوذ باقی نگذارد، بلکه تعلّقی است که اختیار تصرّف را لازم دارد؛ نهاینکه هر گونه تعلّقات خارج از این حیطه را نسبت به خود قطع کند.
راهکاری جهت حفظ نظام خانواده
منبابمثال در باب تعلّق نکاح ـ که البتّه این را هم شارع برای انسان بیان کرده و مقتضای طبیعت انسانی و مسائل فطری هم همین است ـ مرد نسبت به زن احساس تعلّق میکند، بهنحویکه همۀ روزنهها را در این ارتباط میبندد و ارتباطات را در این تعلّق حفظ میکند. حالا ما کاری به بعضی از جاها و مسائل نداریم، و شاید آنها هم همین نکته را استفاده کرده باشند؛ ولی آنچه مقتضای غیرت و مردانگی مرد و شوهر و مقتضای عمل به دستورات اسلام و دین است، این است که مرد بر زن خود قیّومیت داشته باشد، و جلوی هرچه را که موجب سلب این قیّومیت میشود بگیرد. مرد باید نسبت به مسائل زندگی تسلّط و قیّومیت داشته باشد و بتواند در آن تصرّف کند؛ نهاینکه زن به هرجا رفت و آمد کند و با هر کس که بخواهد ملاقات و برخورد نماید و با هر کسی بگوید و بخندد! این حرفها نیست! مرد باید بداند زن او به کجا رفت و آمد میکند و چه کسی به او تلفن میزند و صحبتها و مسائلی که مطرح میشود چگونه است! شاید بعضیها بخواهند در زندگی انسان اختلال و تشویش ایجاد کنند، چون بالأخره همۀ افراد یک طور نیستند و فرهنگها مختلف است. بعضی افراد اصلاً ملتزم
