
عنوان بصری ج5
حقیقت عبودیت
شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»
عنوان بصری ج5
171اکرم به کسی بگوید باید زنت را طلاق دهی، بر او واجب است در همان لحظه او را طلاق دهد! یا اگر به زنی بفرماید باید از شوهرت جدا شوی، در همان لحظه باید زن از شوهر جدا شود! یا اگر به کسی بفرماید باید تمام اموالت را به دریا بریزی، یا باید خودت را از بالا به زمین بیندازی و از بین ببری، در همان لحظه انسان باید بیدرنگ کار را تمام کند و نباید تأمّل کند! امّا شما میبینید که پیغمبر این حرفها را نمیزند.
حضرت امام حسین علیه السّلام هم که یکی از چهارده معصوم است چقدر مناعت دارد و تا چه اندازه آزاد است! انگار اصلاً سر تا پا و از فرق سر تا ناخن سیّدالشّهدا را حرّیت فرا گرفته و اصلاً [قالب آن حضرت را] از حرّیت ریختهاند! لذا در شب عاشورا بهجای اینکه بگوید: «و أنا أقرَبُ إلیکُم مِن حبلِ الوَرید؛ من امام شما هستم و از رگ گردنتان به شما نزدیکترم»، میگوید:
من بیعتم را از شما برداشتم؛ هر کس میخواهد، از تاریکی شب استفاده کند و از اینجا برود!1
حتّی به برادرش اباالفضلالعبّاس هم میگوید: «تو برای چه اینجا نشستهای؟!»
ببینید که این مسئله چقدر مهم و دقیق است! آنوقت آن مردم [با حضرت چگونه رفتار کردند]؟! البتّه ما هم مثل آنها هستیم و با آنان فرقی نداریم!
لزوم اطاعت مطلق انسان در برابر ارادۀ امام علیه السّلام
مطالبی که در اینجا از بزرگان مطرح میشود برای این است که انسان دائماً خود را امتحان کند و پیوسته خود را با آن وضعیّت بسنجد و ببیند اگر در آن وضعیّت بود چه میکرد!
ما باید موقعیّت امام علیه السّلام را نسبت به خودمان بدانیم؛ امام علیه السّلام از رگ گردن ما به ما نزدیکتر است و نهتنها اختیار امام علیه السّلام بر اختیار ما اولیٰ است، بلکه در قبال اختیار او اصلاً اختیاری نباید باشد و اختیار معنا ندارد!
ما میدیدیم که بعضی از افراد وقتی که خدمت بزرگان میآمدند، میگفتند: «نه،
- الإرشاد، ج ٢، ص ٩١.
