اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری ج5

حقیقت عبودیت

0
جلد ها

شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»

عنوان بصری ج5

155
  •  حالا اگر می‌بینی که این درخت توت یا نخل ضرر دارد و می‌خواهی آن را از منزل درآوری، باید هرچه زودتر آن را دربیاوری و نگذاری که این درخت، بزرگ و تنومند شود و نگذاری که ریشه بدواند؛ زیرا در آن‌موقع، دیگر خیلی مشکل خواهد شد! خصوصاً اگر انسان وسیله هم نداشته باشد!

  • سرِ چشمه شاید گرفتن به بیل***چو پُر شد نشاید گذشتن به پیل1
  •  بنابراین تا وقتی که هنوز تخیّلات تثبیت نشده‌اند، انسان باید جلوگیری کند و نگذارد و فوراً خلافش را انجام دهد! در این‌صورت نفس خلع سلاح شده و سپر می‌اندازد و انسان احساس انبساط می‌کند؛ آن بهجت و انبساطی که برای انسان پیدا می‌شود، به‌خاطر پاتکی است که خیلی سریع به نفس زده است.

  •  من‌باب‌مثال از برادر مؤمن خود کدورتی در دل دارید، نفس شروع می‌کند: «بله، تقصیر او بود! او این کار را کرد که این‌طور شد! او این کار را کرده و حالا توقّع دارد که من به او سلام کنم و به منزلش بروم! من دیگر به منزلش نمی‌روم، ولو اینکه ده سال هم بماند!»

  •  همین‌که این‌گونه مطالب می‌خواهند بیایند، باید فوراً مشغول خواندن کتاب یا قدم زدن شده و اصلاً نگذارید که بیایند، و در اوّلین فرصت شب به منزل او بروید و بگویید:

  •  ـ: سلام علیکم!

  •  ـ: علیکم السّلام و رحمةاللَه! چرا به اینجا آمده‌ای؟!

  •  ـ: آمده‌ام سلام و علیکی کنم و با هم بنشینیم و چای بنوشیم و میوه‌ای بخوریم و... ! آیا به داخل نیایم؟! اگر می‌گویی نیایم، برمی‌گردم!

  •  ـ: نه، بفرمایید! بفرمایید!

  •  خلاصه می‌رویم و یک میوه و یک چای می‌خوریم و مسئله تمام می‌شود! امّا

    1. گلستان سعدی، باب اوّل، ص ٢٢.