
عنوان بصری ج5
حقیقت عبودیت
شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»
عنوان بصری ج5
150مجسّمۀ خود را به هر کیفیّت و صورتی دربیاورد. او مواد را در اختیار میگیرد و گاهی به صورت سگ و مار و عقرب و گاهی به صورت آهو و کبوتر و غزال و گُل درمیآورد. این مسئله در اختیار خود او است.
نفس انسان هم اینچنین است و اصلاً میتراشد و درست میکند و مجسّم میکند؛ نهاینکه فقط تئوری بدهد، بلکه اساساً وضعیّتی موجود و حقیقی و واقعی ـ نه اعتباری ـ به آن میدهد و میگوید: «اصلاً واقعیّت و حقیقت این است و باید اینطور باشد و غیر از این نباید باشد!» چون آن اتّجاه و جهتگیری و درخواست و تمایلات و طلب نفس در جهتی خاص قرار گرفته و در جهت عام نیست و بهصورت کلی و جمعی به مسائل نمینگرد، بلکه بهطور فردی و تکطریقی و تکمسیری نگاه میکند! وقتی در مضیقه قرار میگیرد، فکر و خواست و دلیل او نسبت به یک جریان بهنحو دیگری میشود؛ امّا وقتیکه از مضیقه بیرون آمد، تفکّر او تغییر پیدا میکند.
چرا در اینجا دو طرز تفکّر و دو نوع راه و دلیل مطرح میشود؟! دیروز در مضیقه بودی و میگفتی: باید اینطور باشد؛ امّا حالا که از مضیقه بیرون آمدی، فکر تو باز شده و دیگر در بند تمایلات و منافع نفس نیست، بلکه دارد یک بندهای دیگری پیدا میکند! الآن نفع خود را در اظهار نظر صریح و باز و جمعی و عامّ الشمول میبیند؛ ولی آنموقع چون در گرفتاری بود، نوع دیگری فکر میکرد! و این یکی از مسائلی است که ما باید هر لحظه مواظب آن باشیم!
مراقبهای که [بزرگان] مطرح میکنند یعنی همین! یعنی خود را از گیر نفس و بندها و قیدها درآوردن؛ آنوقت خدا هم به انسان کمک میکند و افکار انسان با حقایق مطابق خواهد شد، یا نزدیک به تطابق قرار میگیرد.
منشأ اختلاف طرز تفکّر اشخاص
شخص هر جا میبیند که برای رسیدن به مقصود، مسائل و مصالحی برایش وجود دارد، خواهینخواهی و بهطور اتوماتیکوار این ادلّه یکی پس از دیگری در معرض او قرار میگیرد و عباراتی از قبیل «آقا، امروزه مصلحت مسلمین اینطور اقتضا میکند و الآن باید اینطور باشد، و اگر نباشد آنطور میشود و...» را مطرح
