اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری ج5

حقیقت عبودیت

0
جلد ها

شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»

عنوان بصری ج5

148
  • انسان نسبت به آنچه متعلّق به او است اختیار تصرّف دارد؛ زیرا مالک و صاحب اختیار آن تصرّفات است.

  •  من‌باب‌مثال الآن من اختیار دارم که دست خودم را حرکت بدهم یا حرکت ندهم، یا اختیار دارم که چهارزانو بنشینم یا دو زانو بنشینم، یا اختیار دارم که بایستم یا بخوابم، یا اختیار دارم که حرکت کنم یا بنشینم؛ این به‌خاطر این است که من مالک اعضا و جوارح خودم هستم.

  •  هم‌چنین اختیار دارم که اموال خودم را در هر موردی که بخواهم ـ البتّه در صورتی‌که خلاف شرع نباشد1 ـ مصرف کنم؛ یعنی نسبت به کیفیّت صرف مال به مقداری که شارع اجازه داده مختار هستم، چون نسبت به این مال احساس ملکیّت می‌کنم؛ امّا شخص دیگری نمی‌تواند تصرّف کند، چون این اختیار به او داده نشده است. شما نمی‌توانید در مال همسایه تصرّف کنید چون به شما اختیار تصرّف داده نشده است و اگر تصرّف کنید با قانون با شما برخورد می‌شود و شما را به زندان برده و تأدیب می‌کنند، و در صورت ادامه به حبس و... کشیده خواهد شد و بر حسب مراتب جرم، مراتب کیفری آن هم تفاوت پیدا می‌کند؛ چون از حدود و حقوق و اختیار تعدّی شده است و شارع هم آن دخل و تصرّفات را تأیید می‌کند و این دخل و تصرّفات را مذمّت و تقبیح می‌کند.

  •  در اسلام و هر دینی دخل و تصرّفات باید در محدودۀ قانون انجام گیرد. می‌گویند:

  • شخصی وارد باغی شد و از درخت میوه‌ای بالا رفت و مشغول خوردن شد؛ در این‌حال صاحب باغ او را دید و به او گفت: «به چه اجازه‌ای در مِلک من وارد شده و از درخت بالا رفته‌ای و مشغول خوردن هستی؟!»

  • او هم خود را به راه دیگری زد و ـ به‌اصطلاح ـ موحّد شد و از دید توحیدی نگاه می‌کرد و همه چیز را مال‌اللَه می‌دید و می‌گفت: «باغ خدا است، درخت

    1. إن‌شاءاللَه این بحث در آینده خواهد آمد که اختیار انسان تا کجا است و در چه موارد و مواقفی برای او محدودیّت وجود دارد.