اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری ج5

حقیقت عبودیت

0
جلد ها

شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»

عنوان بصری ج5

127
  •  اینکه از او سؤال می‌کنند: «چرا این کار را کردی و چرا این کار را نکردی؟!» به‌خاطر این است که الآن با او وجود دارد و الآن با او معیّت و اتّحاد دارد! او فقط ظاهری را کنار گذاشته و دست خالی رفته است، ولی باطن قضایا با نفس او متّحدند.

  •  [به‌عبارت‌دیگر]، عملی که انجام داده دارای دو جنبۀ مُلکی و ملکوتی بوده است: جنبۀ مُلکی همان است که آن را کنار گذاشته و اکنون تنها آمده است؛ و امّا جنبۀ ملکوتی آن با نفس او متّحد شده و الآن با او در قبر آمده و دیگر این مسئله را نمی‌توان کاری کرد.

  •  بله، در جنبۀ مُلکی انسان جدا می‌شود. من‌باب‌مثال شخصی که ده میلیارد دزدی کرده و وارد قبر شده است، این ده میلیارد را که با او در قبر نمی‌ریزند؛ بلکه یکی دو متر به او پارچه و کتان می‌دهند و می‌گویند: برو، همین برای تو کافی است! بنابراین بین او و آن حالت او از جنبۀ مُلکی انقطاع پیدا شده است؛ امّا جنبۀ ملکوتیِ دزدی، حالت کدورت، حالت ابتعاد، حالت کلاه‌برداری، حالت غِشّ، حالت دروغ، حالت اتّهام، حالت نفاق و حالت ظلمت با نفس او متّحد است و با او داخل در قبر شده است و دیگر از او کنده نمی‌شود! بله، جنبۀ مُلکی کاری ندارد؛ مانند کسی که لباسی را درآورده و کنار انداخته و لباس دیگری می‌پوشد.

  •  من‌باب‌مثال اگر الآن به بنده بگویند: «لباسی که به تن شما است نجس شده و احتیاج به آب‌کِشی دارد، لذا نمی‌توانید با آن نماز بخوانید»، [می‌گویم]: «خب مشکلی نیست، این لباس را درمی‌آورم و لباس دیگری می‌پوشم!» این به‌خاطر جنبۀ مُلکی است، و این جنبۀ مُلکی کاری ندارد و انسان می‌تواند مادّه را از خود جدا کند. امّا اگر انسان عملی را انجام دهد که کدورت و ظلمت آن عمل با او یکی شود، چگونه آن را درمی‌آورد؟! درآورید دیگر! آن است که با انسان وارد قبر می‌شود؛ آن‌وقت به او می‌گویند: حالا بیا و حساب پس بده که چرا این کار را کردی و چرا آن کار را نکردی؟! چرا در آنجا دروغ گفتی؟! چرا در آنجا حق را دیدی و چشمت را بستی و رفتی؟! چرا در آنجا باطل را دیدی و اعلان نکردی و از آن عبور کردی؟! چرا در آنجا نفاق کردی؟! چرا در اینجا تهمت زدی؟! چرا در آنجا غشّ در معامله کردی؟!