
عنوان بصری ج5
حقیقت عبودیت
شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»
عنوان بصری ج5
99زود نبردی؟! چرا نسبت به این مسئله کوتاهی کردی؟! اگر شما بگویید: «این حواله در دست من بود»، میگویند: «در دست شما بود، ولی بهعنوان امانت بود؛ نه بالإستقلال!» شما مستقل نبودی و این مال شما نبود، بلکه شما در اینجا فقط حامل یک عاریه و حامل یک امانت هستید و بیش از این دیگر چیزی بر شما مترتّب نمیشود.
بنابراین تمام حمدهایی که ما در این دنیا انجام میدهیم، حمدهای اعتباری است؛ یعنی جنبۀ واقعی ندارد. مثلاً وقتی که ما یک نفر را ستایش میکنیم و میگوییم: «بهبه، این آقا چقدر ثروت دارد»، آیا این بهبه گفتنِ ما و اینکه ما آن شخص را به این حمد و ستایش متّصف میکنیم و فضیلتی برای او قائل هستیم، این ستایش ما جایی دارد؛ یا اینکه باید ببینیم که حقیقت و واقعیّت این ستایش چیست؟ و این یک مسئلۀ بسیار مهمّی است که ما در اعتبارات و در مسائل بدانیم که چگونه صحبت کنیم و هر چیزی را در جای واقعی و حقیقی خودش قرار بدهیم!
حقیقت معنای عدل و ظلم
ظلم و عدل دو مقولۀ متقابل و متضادّند: عدل یعنی انسان هر حکمی را برای موضوع خودش که متناسب با آن موضوع است قرار بدهد؛ و ظلم این است که خلاف آن حکم را در اینجا بیاورد.
منبابمثال منزلی برای زید است، [ولی شخص دیگری ادّعای مالکیّت آن را دارد]؛ حالا اگر این دو نفر به دادگاه مراجعه کنند، این دادگاه دو صورت دارد: یا اینکه این دادگاه به حق حکم میکند و در تحت تأثیر هیچ نیروی مافوقی قرار نمیگیرد و نسبت به مسئله عادلانه حکم میکند و تشخیص میدهد که الآن این منزل برای زید است و بر طبق این تشخیص منزل را به زید میسپارد. به این میگویند: «امر را در جای خودش قرار دادن»؛ چون واقعاً این منزل برای زید بوده است! یا اینکه قاضی با اینکه مثل روز میداند که این منزل برای زید است، ولی بهواسطۀ مسائل مختلفهای حکم میکند که منزل برای آن شخص دیگر است! در اینصورت این میشود ظلم؛ چون این مطلب را در غیر جای خودش و در غیر موضع مناسب خودش قرار داده است. این ظلم است و آن عدل است!
