اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری ج5

حقیقت عبودیت

0
جلد ها

شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»

عنوان بصری ج5

93
  • گرفته است و غیر از حسرت هیچ‌چیز دیگری بر دل ما نمی‌ماند، آن‌وقت ما به خدا چه می‌گفتیم؟ آیا نمی‌گفتیم: «خدایا، تو ظالمی! چطور شد این مراتب را به بعضی‌ها می‌دهی و به ما نمی‌دهی؟! چطور شد یک‌هم‌چنین مقامی را به بعضی‌ها نشان می‌دهی؟!» می‌گفتیم دیگر! الآن خدا فرموده است: «بسیار خوب، من به شما دادم.» حالا این منّت دارد؟! اگر دکتر بیاید هم مرض را تشخیص بدهد و هم دوا را درب خانه به مریض بدهد، مریض باید بر سر دکتر منّت بگذارد که شما آمدی دوا را به ما دادی؟!

  •  پس بدانید که تا به‌حال ما چقدر مطلب را اشتباه فهمیده‌ایم. می‌گوییم: «آقا، ما آمدیم در این راه و سالک شدیم! ما آمدیم شاگرد علاّمه شدیم!» خب تشریف نیاورید! چه کسی گفته بیایید؟! آقاجان، اصلاً ما مطلب را نفهمیده‌ایم! مطلب چیز دیگری است، مطلب طور دیگری است! درد بزرگان و اولیای دین این بود که خواجه می‌فرماید:

  • من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان***قال و مقال عالمی می‌کشم از برای تو1
  • یعنی آن کسی که آنجا است و آن حالات را دارد، برای ما آمده است، آن‌وقت ما می‌گوییم: «یا رسول‌اللَه، ما مسلمان شدیم، ما جزء اصحاب شما شدیم، ما شیعه شدیم!» پیغمبر می‌گوید: «یک آن‌ْ نمی‌خواهم به شما نگاه کنم!»

  •  مرحوم آقا در بیمارستان به من فرمودند:

  • آقا سیّد محسن، اگر نبود دستور استادم که «سیّد محمّدحسین، این راه را باید ادامه بدهی»، یک ساعت از عمرم را با یک نفر نمی‌گذراندم!

  •  من الآن دیگر صریحاً می‌گویم: یعنی تمام این اوضاعی که داری می‌بینی، این بیا و برو و این مجالس و تمام این حرف‌ها، اصل قضیّه‌اش چیز دیگری است. این فقط صورتی است که داری مشاهده می‌کنی! خلاصه ما به‌خاطر دستور استادمان خودمان را در دسترس همه رها کردیم و در اختیار همه گذاشتیم؛ و إلاّ من هستم و

    1. دیوان حافظ (قزوینی)، غزل ٤١١.