
عنوان بصری ج5
حقیقت عبودیت
شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»
عنوان بصری ج5
89و اخلاق و دین و اجتماعیّات و فقه و معاملات، آن نکتۀ ظریف در تمام این آیات قرآن از اوّل تا آخر، همین قضیّه است که آن حقیقت که در عالم وجود دارد فقط ذات پروردگار است و غیر از ذات پروردگار همۀ اینها مخلوقاند؛ حالا میخواهد پیغمبر باشد یا افراد عادی مثل ما باشد. اگر به این نکته رسیدیم، به رمز قرآن رسیدهایم، به رمز بعثت رسیدهایم، به رمز خلافت رسیدهایم!
مرحوم آقا به این نکته رسید. من از ایشان سؤال کردم:
آقا، شما در این روح مجرّد مطالبی گفتهاید که تا بهحال حتّی به ما هم نگفته بودید!
ایشان فرمودند:
آقا، تازه من مطالبی را که میتوانستم بگویم گفتهام، چیزهایی است که من نمیتوانم بگویم!
حالا با توجّه به همۀ این مطالب، نظر مرحوم آقا نسبت به آقای حدّاد، نظر [استقلالی نیست]! مکتب حقّ این است. اگر یک وقت دیدید که کسی به خود دعوت میکند، بدانید که آنجا با حق فاصله دارد.
یک روز امیرالمؤمنین علیه السّلام با اصحابشان در خیابان بودند. یکمرتبه یک شخص ـ ظاهراً یک عبد ـ آمد و رو کرد به امیرالمؤمنین و گفت: «یا علی، تو هم یکی از بقیّه هستی و یک وسیله هستی و با بقیّه فرقی نمیکنی!»1 امیرالمؤمنین رو کردند به اصحاب و گفتند: مُوَحِّدٌ وَاللَه؛ «[به خدا قسم این شخص] موحّد است و راست میگوید!»2
- البتّه او تعبیرات دیگری کرده است، ولی من حالا یک قدری مؤدّبانهترش را گفتم.
- علم القلوب، ابوطالب مکّی، ص ٢٥٤:
«کَما جاءَ عَن جعفر بن محمّدٍ الصّادق علیهالسّلام، أنّه أمرَ بضَربِ غلامٍ لَه فی جنایةٍ، فلمّا مدّ للضّرب قالَ الغلامُ: ”تَضربُ مَن لَیسَ شفیعٌ غیرک؟! فأینَ کرمُک و إحسانُک؟!“ فخَلّی عَنه. فَقالَ الغلامُ: ”ما أنتَ خَلّیتَنی، لکِن خلّی عنّی مَن أجریٰ الکلمةَ علَی لِسانی!“ فَقالَ جعفر علیهالسّلام: ”موحّدٌ و ربِّ الکعبة، لا یری معَ اللَه غیرَ اللَه.“»
