اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری ج5

حقیقت عبودیت

0
جلد ها

شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»

عنوان بصری ج5

67
  • مراقبه‌اش را در این ماه بیشتر کند! باید کلامش را در این ماه منضبط‌تر قرار بدهد و هر حرفی را نزند و هر مطلبی را نگوید؛ حتّی مسائل عادی و حرف‌های عادی هم در این ماه مضرّند!1 هرچه در این ماه حالت سکوت و سکون و

    1. شرح حدیث عنوان بصری، مجلس ٢٧:
      ماه رجب ماهی است که هرچه رفقا در این ماه بیشتر مراقبه کنند، باز هم کم کرده‌اند. ببینید من این تعبیر را می‌کنم: هرچه بیشتر مراقبه کنید، باز هم کم کرده‌اید! صحبت کردن در این ماه حتّی به مسائل صحیح هم مناسب نیست. صحبت کردن از کیسۀ انسان کم می‌کند. وقتی که شما یک حالی دارید و یک وِزانی در خودتان احساس می‌کنید، همین‌قدر که بیایید و صحبت کنید و حرف بزنید، [از کیسۀ شما کم می‌شود]! من نمی‌دانم این حرف زدن چه تأثیری دارد! یکی از مسائل بسیار مهمّی که بزرگان به افراد تذکّر می‌دادند قلّت کلام بود. قلّت کلام موجب می‌شود حالاتی که برای انسان پیدا می‌شود در نفس باقی بماند و بیرون نیاید. کلام لغو و لعب و این حرف‌ها که هیچ، اصلاً در آن بحثی نیست که به‌طور کلّی نه‌تنها مضمحل و زایل می‌کند، بلکه اصلاً آنچه انسان یافته، آن را هم می‌گیرد؛ نه‌خیر، اصلاً بحث در کلام صحیح و کلام حق است؛ یعنی حتّی انسان کلام صحیح را هم نگوید یا کم بگوید.
      سکوت خیلی عجیب است؛ سکوت یک وِزانی را در انسان به‌وجود می‌آورد که با حرف زدن و صحبت، یک‌هم‌چنین وزان و پُری و متانتی ـ که لازمه‌اش این است که افاضات الهی بر قلب انسان بیاید ـ، به‌وجود نمی‌آید. افرادی که زیاد صحبت می‌کنند، قلب آنها مشوّش است و اضطراب دارد. دیده‌اید بعضی از بزرگان مثل مرحوم علاّمۀ طباطبائی یا مرحوم آقای حدّاد وقتی که در مجلس می‌نشستند، تا از ایشان سؤال نمی‌کردیم حرفی نمی‌زدند. علاّمۀ طباطبائی اگر یک ساعت هم می‌نشستیم، همین‌طور به انسان نگاه می‌کرد.
      ولی بعضی‌ها می‌گویند: آقا، یعنی چه انسان بنشیند و همین‌طوری ساکت نگاه کند؟! باید بالأخره حرفی بزنیم؛ هوا گرم است، خیابان شلوغ است، جنس‌ها گران شده است و... . اینها در نفسشان اضطراب دارند و این اضطراب نمی‌گذارد که آرام باشند. ارتباط با این‌گونه افراد برای انسان مضر است. انسان باید با افرادی ارتباط داشته باشد که این حالت در آنها کمتر است و حالت سکون و آرامش در آنها بیشتر است. در این زمینه روایات زیاد است که ملائکه در سکون‌اند و شیاطین در اضطراب‌اند.
      در ماه رجب باید مراقبه را بیشتر کنیم و بدانیم که اگر این کار را انجام ندهیم، این ماه می‌گذرد و آن نتایجی که باید بر ما مترتّب شود، مترتّب نخواهد شد. حالا یک کسی نمی‌خواهد از فضائل ماه رجب استفاده کند، ما داعی نداریم که خود را وابسته به او کنیم. یک کسی می‌خواهد بر همان طریقۀ افراد معمولی و عادی حرکت کند و شاید او مایل نباشد از مواهب این ماه استفاده کند، ما نمی‌توانیم خود را [وابسته به او کنیم]. انسان باید بداند که موقعیّت هر کسی اختصاص به او دارد و این موقعیّت دیگر پیدا نمی‌شود و دیگران جوابگوی تفریط‌های ما نخواهند بود.
      فلهذا «المُؤمنُ کَیِّسٌ؛* آدم مؤمن، رِند است!» و آدم رِند و زرنگ آن کسی است که از بهترین فرصت‌ها، بهترین نتیجه‌ها را می‌گیرد؛ این را می‌گویند آدم رند و زرنگ! اگر قرار است انسان زرنگ باشد، زرنگ در امر آخرتش باشد.
      یک روز هارون به بهلول گفت: «یک خُرده برای من از زهد صحبت کن، دلم یک قدری قَسی شده است!»
      بهلول گفت: تو باید برای من از زهد حرف بزنی!
      ـ: چرا؟!
      ـ: چون تو از من زاهدتری!
      ـ: چطور مگر؟!
      ـ: من نسبت به دنیا زهد می‌کنم، تو نسبت به آخرت زهد می‌کنی، پس مقام تو بالاتر است! آخرت کجا، دنیا کجا؟! تو خیلی زاهدی! تو آخرت را رها کرده‌ای، من دنیا را رها کرده‌ام، پس تو زاهدتری!**
      حالا آدم رند و زرنگ به آن آدمی می‌گویند که خودش را معطّل دیگران نکند؛ این می‌شود آدم زرنگ! معطّل دیگران شدن مثل اینکه بخواهم هر طوری فلانی هست من هم همان‌طور باشم و پا به پای او بیایم! نه آقاجان، دیگران برای خودشان حساب و کتابی دارند و ما برای خودمان حساب و کتابی داریم؛ هر کسی برای خودش حساب و کتاب خاصّ دارد! اگر بخواهیم معطّل بقیّه بشویم، قافیه را باخته‌ایم و از دست داده‌ایم؛ پس به‌دنبال این بگردیم که چه کاری انجام بدهیم تا بهتر و بیشتر بتوانیم استفاده کنیم. لذا در ماه رجب نسبت به مراقبه بسیار تأکید شده است.
      *. غرر الحکم، ص ٤٤.
      **. البصائر و الذخائر، ج ٤، ص ١٧٢؛ التذکرة الحمدونیة، ج ١، ص ١٤٩؛ شرح نهج البلاغة، إبن‌أبی‌الحدید، ج ٢، ص ٩٧؛ منهاج البراعة، ج ٦، ص ١١١. با قدری اختلاف در مصادر.