
عنوان بصری ج5
حقیقت عبودیت
شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»
عنوان بصری ج5
63قابل انفساخ نیست، مگر آنکه مشیّت خداوند امر دیگری را اقتضا کند.
آن مسئلۀ اوّل میشود مسئلۀ حقیقی، و مسئلۀ دوّم میشود مسئلۀ اعتباری! اعتبار این است که یک روز باشد و یک روز نباشد، امروز به ایننحو باشد و فردا بهنحو دیگری باشد؛ امّا در مسائل حقیقی، دیگر امروز و فردا ندارد، بلکه همیشه بر یک منوال است!
انحصار مِلکیّت حقیقی برای خداوند
یکی دیگر از امور اعتباری جنبۀ مِلکیّت است. البتّه منظور از اعتباری، بیارزش بودن آن نیست؛ چون بسیاری از مسائل اجتماعی، و بلکه نود و چند درصد آنها بر محور مسائل اعتباری میگردد، و اسلام نیز به همین علّت به این مسائل ارزش میدهد تا اجتماع بگردد. اگر انسان مسائل اعتباری را لغو و بیهوده و غیر منشأ اثر بداند، اصلاً در اجتماع سنگ روی سنگ بند نمیشود و هر کسی به حقوق و نوامیس و أعراض دیگری تجاوز میکند. و اصلاً به همین علّت قانون وضع شده است تا امنیّت اجتماع محفوظ بماند و افراد بتوانند در سایۀ این امنیّت، رشد اجتماعی و فردی داشته باشند، و اگر ما مسائل اعتباری را کنار بگذاریم، اصلاً کیان انسان بر باد میرود و زندگی و تمدّن انسانی به نابودی منتهی خواهد شد. پس منظور، ارزش داشتنِ این مسئله نیست؛ بلکه منظور، اصل و حقیقت خود قضیّۀ اعتبار و عدم اعتبار است.
حالا مثلاً من الآن نسبت به این عبا احساس مالکیّت میکنم. آیا این مالکیّت یک امر اعتباری است یا امر حقیقی است؟ همۀ ما میگوییم که این ملکیّت حقیقی است، چون من مالک این عبا هستم و دیگر کسی حقّ تصرّف ندارد؛ [ولی] آیا من واقعاً مالک این عبا هستم و این یک تعلّقی به من دارد که آن تعلّق هیچوقت از بین نمیرود؟ نهخیر، اینطور نیست! فردا ممکن است این عبا را به کسی ببخشم، یا اینکه ممکن است کسی این عبا را ببرد ـ کما اینکه در جلسۀ گذشته نظیر آن را خدمتتان عرض کردم1 ـ یا اینکه اصلاً ممکن است بین ما و این عبا فاصله بیفتد؛ یعنی ما به رحمت خدا برویم و دیگر
- همین کتاب، ص ٢٩، تعلیقه ١.
