
عنوان بصری ج5
حقیقت عبودیت
شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»
عنوان بصری ج5
62بهواسطۀ بعضی از مسائل، نِقار و کدورتی پیش بیاید و احساسی بین آنها پیدا شود که موجب جدایی موقّت باشد، ولی هیچوقت نمیتواند آن فرزندی و پسر بودن و بنوّت را از خودش سلب کند و همیشه در ذهنش هست! میگوید: «فرزند من است، ولی من دیگر نگاهش نمیکنم و به او اعتنایی نمیکنم!» یا ممکن است مادری بگوید: «من دیگر این فرزند را اعتنا نمیکنم!» یا پسر بگوید: «من دیگر به این پدر یا به این مادر اصلاً توجّه نمیکنم!» و امثالذلک. ولی همیشه در ذهن خود، بالأخره خودش را پسر اینها میداند؛ ولو بهحسب ظاهر ارتباط نداشته باشند. یا آن مادر، خودش را مادر این پسر میداند؛ ولو بهحسب ظاهر ارتباط نداشته باشند.
چرا مسئله در اینجا اینطور است ولی در ازدواج اینطور نیست؟ چون ازدواج اعتباری است، ولی این مسئله اعتباری نیست! وجود این فرزند از آن پدر آمده است، لذا دیگر نمیتواند او را از خودش جدا کند. وجود فرزند از پدر و مادر است و او نمیتواند این ارتباط را تا ابدالآباد از خودش دفع کند و حتّی در مخیّلهاش هم نمیآید! بله، ممکن است بگوید که من دیگر تا آخر عمر با این ملاقات نمیکنم و ارتباط ندارم، ولی بالأخره خود را پسر این شخص میداند.
امّا اگر بین مرد و زن طلاق انجام شد، در ابتدای قضیّه ممکن است هنوز یک نوع تعلّقی وجود داشته باشد؛ امّا اگر دو سه سالی از این قضیّه بگذرد و مرد، زن بگیرد و زن هم شوهر کند، آیا همان عُلقهای که مرد با فرزندش دارد با این زن هم دارد؟! نه دیگر، تمام شد و رفت! الآن انگار که از اوّل هیچ چیزی وجود نداشته است. این میشود امر اعتباری!
البتّه ما مسئله را راجع به این قضیّه به اجمال گذراندیم، امّا آنچه در اسلام است و حقیقت زوجیّت بر آن اساس است، بالاتر از این است! مرد باید خود را از زن و زن باید خود را از مرد بداند و اصلاً غیر از این چیزی را فکر نکنند! بهخصوص در مورد زن، دستور اسلام این است که آنچه در ذهن او میگذرد فقط اطاعت از مرد باشد. [همچنین حقیقت زوجیّت] یک نوع پیوستگی ایجاد میکند که بههیچوجه
