
عنوان بصری ج5
حقیقت عبودیت
شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»
عنوان بصری ج5
61اعتباری بودن زوجیّت، بر خلاف ابوّت و بنوّت
یک مثال دیگر میزنم تا این مسئله را بهتر روشن کند: یکی از مسائل اعتباری در بین ما مسئلۀ ازدواج است؛ بهخاطر اینکه ازدواج عبارت است از ارتباطی که بهواسطۀ اجرای صیغۀ عقد ـ که از ناحیۀ شارع محلَّل شده است ـ بین مرد و زن ایجاد میگردد. عقدی میخوانند و تعلّقی بین دو نفر بهوجود میآید که قبلاً نبوده است.
این امر اختصاص به دین اسلام ندارد، بلکه در سایر ادیان هم جاری است؛ مثلاً در مسیحیّت کشیش در کلیسا، دست زن را در دست مرد گذاشته و میگوید: «من شما را بر طبق آیین مسیح زن و شوهر قرار دادم!» بعد از این کلام، احساسی جدید در آنها بهوجود میآید که با قبل تفاوت دارد. حتّی اگر مرد و زن قبل از اجرای عقد به طریق نامشروع با هم بوده باشند، این احساسی را که بعد از اجرای صیغۀ عقد در آنها پیدا میشود، ندارند! این احساس، احساس جدیدی است که به آن «زوجیّت» و «همسری» میگوییم. آن احساس خاص، یعنی یک حالت تعلّق و یک حالت ربط بین دو نفس و ربط بین دو شخص؛ ولو اینکه بهمجرّد اجرای صیغۀ عقد، آن دو از یکدیگر جدا شوند و در دو شهر مختلف، یکی در اینطرف دنیا و دیگری در آنطرف دنیا زندگی کنند، ولی باز این احساس در بین خود آنها وجود دارد، باز این خود را زن او میداند و آن خود را مرد و همسر برای این میداند!
امّا این مسئله، یک مسئلۀ اعتباری است؛ چون هیچگونه پیوندی بین این دو نفر نبوده است. این از اینطرف دنیا آمده و او هم از آنطرف دنیا آمده است و اتّفاقاً در جایی با هم آشنا شدهاند و بعد هم میگویند: «بسیار خوب، حالا که آشنا شدهایم پس ادامه هم بدهیم!» و دیگر زن و شوهر میشوند.
اما سؤال من در اینجا است که آیا شما نسبت به فرزندتان هم همین احساس را دارید؟ یا مادر نسبت به فرزندش هم این احساس را دارد؟ نه، چنین احساسی ندارید؛ چون آن ارتباط، اعتباری نیست!
آیا تا بهحال هیچوقت شده است که پدری احساس کند با فرزندش بیگانه است و دیگر هیچگونه ارتباطی بین آنها وجود ندارد؟! امکان ندارد! بله، ممکن است
